تبليغاتX
سبز علوی

سبز علوی

جنبش سبز علوی

این وبلاگ به نشانی  زیر انتقال یافت .                                  http://warnarm.parsiblog.com/
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389ساعت 16:52  توسط مهدی  | 

این وبلاگ به علت سیاست های غرض ورزانه بلاگفا به زودی به وب دیگری منتقل خواهد شد .

 ما با ولایت زنده ایم                  تا زنده ایم رزمنده ایم

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم تیر 1389ساعت 18:19  توسط مهدی  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 20:30  توسط مهدی  | 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام خرداد 1389ساعت 0:51  توسط مهدی  | 

10،2 مگابایت

دانلود کلیپ تصویری غیرمستقیم

شادی روح امام و شهدا صلوات

 

منبع : http://mobarezclip.com/

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت 1:57  توسط مهدی  | 

در فتنه ها و در زمانی که راه از چاه قابل تشخیص نیست و در زمانی که دشمن با آمیختن حق و باطل با هم، نقابی از حق بر چهره می زند و مردم را به شک و تردید می اندازد در تصمیم گیری، چشم ها همه به سمت افرادی دوخته می شود که در جامعه به نوعی مرجعیت دارند بر افکار مردم؛ حرکات و سخن گفتن و نگفتن های آن هاست که بر روند تحولات جامعه اثر گذار می شود. تعبیری که برای این دسته از افراد می شود خواص است و نخبگان! موضع گیری خواص در فتنه ها به این سبب دارای اهمیت است که مستقیما بر جهت گیری گروه هایی که تحت نفوذ اوست اثر گذارند.

همین حساسیت جایگاه است که چون به تاریخ صدر اسلام نگریسته می شود بعضی از خواص محکوم می شوند و بعضی قابل احترام. بی بصیرتی خواصی چون طلحه و زبیر آنها را به سقوط کشاند و بصیرت و روشنگری های عمار و ابوذر و مقداد و سلمان و ... آنها را عزیز. نکته ظریف آنکه همانگونه که رهبر انقلاب هم فرمودند این صحابه در تاریخ نه به واسطه نمازها و عباداتشان به نیکی یاد شده اند که به خاطر موضع گیری های سیاسی به موقع و به حقشان بوده است که اینچنین مقامی یافته اند.

فتنه سال 88  هم عرصه امتحان و آزمون خواص بود. فتنه ای که اصل نظام جمهوری اسلامی را هدف گرفته بود و بهانه اش انتخابات ریاست جمهوری بود. لذا خواصی که خود را در چارچوب جمهوری اسلامی تعریف می کردند مورد سئوال بوده اند که نسبت به این فتنه چه کردند؟ هشدار های مکرر رهبر انقلاب به خواص دو پهلو که به خاطر منافع حزبی، مالی، سیاسی و ... موضع گیری شفافی در قبال حوادث بعد انتخابات نمی گرفتند آزمونی سخت برای این دسته از خواص بود. به تعبیر خود ایشان شکست در این آزمون به معنای سقوط بود. هوشیاری مردم در فتنه بعد انتخابات به حمدالله باعث شد یکی از مدعیان نسبت به همین خواص، خود مردم باشند که تا هنوز هم ادامه دارد و هر زمان و مکانی این چنین خواصی را می بینند که یا سکوت کردند و یا دو پهلو سخن راندند را به میز محاکمه می کشانند.

بعد گذشت یک سال از فتنه و سربلندی جمهوری اسلامی از آزمونی دیگر به جاست در کنار بررسی پرونده های فتنه گران و خواص دو پهلو به بررسی و تجلیل از افرادی بپردازیم که باعث این دستاورد بودند. در کنار نقش تاریخی و هوشمندانه رهبر انقلاب در هدایت کشتی انقلاب در طوفان فتنه ای که  ابرقدرتهای زورگو به آن چشم امید دوخته بودند و نقش تمام کننده مردم در 9 دی و 22 بهمن، باید به واکاوی و البته تجلیل از خواصی پرداخت که در هدایت افکار عمومی جامعه به سمت جبهه حق و جلوگیری از خدعه های فتنه گران نقش اساسی بازی کردند پرداخته شود. به لطف خدا خواص هوشیار کم نبودند که به روشنگری پرداختند و هر یک به نوبه خود در صدد حمایت از نظام و انقلاب برآمدند اما در این مقال ناچار به پرداختن به مواضع و نقش چند تن از این خواص که در حوزه فعاليتي خود اثر گذار بودند هستيم که ان شاءالله در آينده به مواضع ديگر خواص خواهيم پرداخت.

1- مرجع انقلابی

حضرت آیت الله نوری همدانی، از همان روزهای اول آغاز فتنه در مقابل فتنه گران به موضع گیری پرداخت. حضرت آیت الله بعد از نماز تاریخی رهبر انقلاب ، در پیامی ضمن حمایت از موضع ایشان همگان را به تبعیت از قانون فرا خواند. در برهه ای که جریان فتنه گر درصدد بود با نامه های سرگشاده به مراجع و دیدار با آنان و تحت فشار قرار دادنشان، آنان را وادار به موضع گیری بر علیه حاکمیت بکند، آیت الله نوری همدانی با صلابت در مقابل آنان ایستادگی کرد و در ابتدا با توصیه های مشفقانه و بعد ها با افشاگری نسبت به اهداف فتنه گران به رسوا کردن آنان پرداخت. تبریک به احمدی نژاد برای انتخاب دوباره وی به ریاست جمهوری شُکی دیگر بود که آیت الله به اردوگاه فتنه گران وارد کرد و جنگ روانی آنان را خنثی کرد.

صراحت آیت الله در موضع گیری ها بر علیه آشوب های خیابانی فتنه گران برای آنها بسیار دشوار بود لذا به شکلی در پی کاستن نفوذ آیت الله در بین مردم بودند. رد درخواست ملاقات شیخ یوسف صانعی از سوی آیت الله نشان از آگاهی  ایشان از اهداف پنهان فتنه گران از آن ملاقات بود که فتنه گران را بار دیگر ناکام گذاشت. روند روشنگری های آیت الله آنچنان بر فتنه گران سخت آمده بود که دیگر نقاب ادب مرد به ز دولت اوست را کنار زدند و به هتاکی به ایشان پرداختند. رسانه های جریان فتنه با تندرو خواندن آیت الله و غیر دموکراتیک دانستن ایشان ، موضع گیری های ایشان را خارج از منطق می دانستند ، در همین حال تماس تهدید آمیز به دفتر ایشان ماهیت اصلی جریان فتنه را نمایان کرد.

صبر و مدارای آیت الله و نصیحت های مشفقانه ایشان به فتنه گران تا محرم ادامه داشت تا در ماجرای تشیع جنازه آیت الله منتظری ، فتنه گران به هتک حرمتی دیگر دست زدند که دیگر مردم را تاب تحمل نیامد و بر گرداگرد منزل ایت الله برای کسب تکلیف حلقه زدند. آیت الله خطاب به فتنه گران گفت:« به شما نصيحت مي کنم، شما که مايه دلخوشي استکبار و دست نشاندگان شده ايد و خود را خوراک تبليغات مسموم رسانه هاي اجانب قرار داده ايد وهمواره دم از اوباما و سارکوزي ومرکل ها مي زنيد، بدانيد اينها دردي را براي شما دوا نمي کنند پس بهتر است که تا دير نشده در مسير صراط مستقيم قرار گيريد که مسير اسلام، مردم و رهبر معظم انقلاب است» .آیت الله فتنه قم را آخرین فرصت برای آنها دانستند و گفتند دیگر صبر و تحمل جایز نیست:  «فتنه گران بدانند که مردم هوشيار وولايتمدار ديگر اجازه چنين حرکاتي را به آنان نخواهند داد.»

آیت الله هدف اصلی فتنه گران را ضربه به ولایت فقیه می دانستند و در یک سخنرانی فرمودند: «هدف دشمن از جنگ نرم تضعيف جايگاه ولايت فقيه است و ما بايد در اين شرايط بصيرت و هوشياري خود را بالا برده و از اين انقلاب و ولايت فقيه دفاع كنيم. »

بعد از حرمت شکنی عاشورا  و بیانیه حمایتی موسوی از آشوبگران، آیت الله بار دیگر به روشنگری پرداختند:« كشور آمريكا براي حمايت از آشوبگران ميليون ها دلار اختصاص داده است و افرادي كه در مقابل مقدسات و ارزش هاي اسلامي و انقلاب هتاكي كردند را انسان هاي شجاع ناميده است. متاسفانه برخي از افراد داخلي نيز هتاكان و آشوبگران را انسان هاي خداجو ناميدند و اين موضوع براي ما خيلي گران و سنگين است.»

آیت الله نوری همدانی، با سابقه ای درخشان از مجاهدت در دفاع از حریم انقلاب ولایت را به حق می توان یکی از نمادهای خواص جبهه حق دانست . نقش محوری ایشان در قیام 19 دی در سال 1356 و نقش پررنگ ایشان در رسوا سازی جریان باطل در فتنه 88  گواهی بر این مدعاست.

2- فقیه مجاهد، آیت الله یزدی

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، و عضو شورای نگهبان که در کارنامه خود ریاست قوه قضاییه را بر عهده داشته است  از روزهای قبل انتخابات به روشنگری پرداخت. شاید شروع سخنان روشنگرایانه آیت الله را باید موضع گیری ایشان در قبال نامه سرگشاده هاشمی به رهبر انقلاب دانست.:« آیت الله  در پاسخ به سوال خبرگزاری فارس که درباره صحت و سقم این جمله هاشمی رفسنجانی که خطاب به رهبری نوشته بود: « رئیس قوه قضاییه وقت جناب آقای یزدی در پایان کار ریاست جمهوری اینجانب، رسما اعلام پاکی و منزه بودن خانواده رئیس جمهور و حتی کم شدن دارایی ها در دوران مسئولیت را نمودند» افزود: این سئوال در جاهای دیگر هم از من سوال شده که این جمله که آقای هاشمی در نامه سرگشاده خطاب به مقام معظم رهبری نوشته‌اند که فلانی یعنی من به عنوان رئیس قوه قضائیه گفته است که مثلا درباره اموال ایشان بحثی نبوده است مربوط به 10 سال قبل است. از ده سال به این طرف، من دیگر در دستگاه قضایی نبودم. این انتساب برای 10 سال پیش است. در زندگی هم می دانیم و تاریخ نشان می‌دهد خیلی حوادث مختلف پیش می‌آید. بنابراین باید مشخص شود که این جمله مال الان نیست و نباید الان مورد استناد قرار گیرد.»

در حوادث فتنه گون بعد انتخابات هم آیت الله  خواص دو پهلو را مورد خطاب و شماتت قرار داد:« قرار دادن رهبری در همه شرایط است و نمی شود هرکجا نظر سیاسی ما با رهبری موافق بود تابع ایشان باشیم اما در غیر این صورت سکوت کنیم و یا با نظر رهبری مخالفت نمائیم.»

آیت الله یزدی در جایی دیگر هدف اصلی فتنه را این طور تعبیر کرده است:« امروز ولایت فقیه و شخص رهبری مورد هجمه دشمنان است و آنها در این راه از هر سعی و تلاشی از جمله ایجاد شبهه، تضعیف مقام ولایت و هر کاری که در توانشان باشد دریغ نخواهند کرد.»

آیت الله یزدی که عضو مجلس خبرگان رهبری هم می باشد نسبت به حضور برخی از افراد منتسب به چهره های شاخص نظام در اغتشاشات بعد از انتخابات اعتراض کرد و گفت: «در روز عاشورا تو دختر آخوند هستی توی خیابان و اغتشاشات چه كار می كنی، اگر اطلاعات همراهت بیاید در جلسه خصوصی چه كار می كنی، آن حرف ها چه بود كه زده ای، شما روحانی هستید عالم بودید و هستید و از جمله خاندان عالم بودید نباید در جاهایی كه شایسته نیست حضور پیدا كنید.»

یکی از جنجالی ترین صحبت های آیت الله در قبال مواضع هاشمی رفسنجانی در مشهد و عملکرد فرزندان وی بوده است:« ایشان در آخرین سخنان خود که در مشهد ایراد شده بود گفته اند حکومت سپاه و بسیج دارد ولی این طرفی ها هم اساتید، نخبگان و دانشجویان را دارند، سئوال من اینجاست آقای هاشمی واقعا این چه حرفی است که شما دارید می زنید؟ شما دارید تقابل ایجاد می کنید بین سپاه و مردم و ... شما دارید مساله خشونت و حکومت نظامی را ترویج می کنید در حالیکه در سپاه هم دانشگاه وجود دارد، در بسیج هم مقامات عالیه دانشگاهی هستند. این چه تعبیر و حرفی است که شما دارید، آقای هاشمی شما بعد از مدتی سکوت را شکستید چکار کرده و چه گفتید؟»

آیت الله با اشاره به پرونده فائزه هاشمی گفته است:« در خصوص پرونده دختر ایشان آقای هاشمی به من گفت: این پرونده را ببندید، بنده گفتم ما هر چه از دختر شما دعوت کردیم تا بیایید بررسی کنیم نیامد.»

موضع دیگر آیت الله در قبال سفر مهدی هاشمی به لندن بود که گفته است:« آقای هاشمی در خصوص فرزندش مهدی که به خارج سفر کرده نیز گفته است مهدی ما هیچ مشکلی نداشته و برای کارهای شخصی به خارج رفته، وقتی صحبت پرونده می شود ایشان می گوید فرزندم مشکلی ندارد اما زمانی که از رییس قوه قضاییه موضوع را می شنویم جور دیگر می شنویم. ما در این کشور افرادی داشتیم مثل آقایان آیت الله گیلانی و خزعلی که یکی حکم اعدام فرزند خود را صادر کرد و دیگری هم از فرزندش تبری جست. »

3- روحانی مبارز، مهدوی کنی

حضرت آیت الله مهدوی کنی، از روحانیون مبارز انقلابی است که همیشه مورد احترام گروه ها و شخصیت های مختلف بوده است. دبیری جامعه روحانیت مبارز تهران و نمایندگی مجلس خبرگان و ریاست دانشگاه امام صادق(ع) از دیگر مسئولیت های ایشان است.  رییس دانشگاه امام صادق (ع) از قبل انتخابات نسبت به نوع صحبت های انتخاباتی موسوی هشدار می دادند :« نگویید شهدا خوب بودند و رفتند، کسانی هم مانده اند ازشهدا الهام گرفته اند و به واسطه خون آنهاست، که باقی مانده اند. شما طوری صحبت می کنید که گویا از اسلام چیزی باقی نمانده است. من بعضی وقتها به دوستان می گویم ای کاش مرده بودیم و این حرفها را نمی شنیدیم. خداوند متعال می فرماید خوب و بد گم نمی شود. شما که تابع قرآنید اگر حسن نیت دارید، باید خوب و بد را بیاورید. ممکن است کسی اشتباه کرده باشد ولی این فرق می کند با اینکه ما بگوییم طرف مقابل برای ریاست کردن می خواسته همه چیز را خراب کند.»

دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تهران  بعد از انتخابات هم سکوت نکردند و نسبت به فتنه های به وجود آمده به روشنگری پرداختند:« جریان های پس از انتخابات اخیر فتنه است و این فتنه، فتنه براندازی می‌باشد، اگر امام را قبول دارید،ایشان فرمودند اگر دیدید آمریکا از شما تعریف می کند بدانید عیبی در کارتان هست. اینها می گویند ما طرفدار امام هستیم. ما می گوییم امام شعارهایی داشته، امام که یک شی بی جان نبوده و یا بعضی‌ها همین الان می‌گویند ما طرفدار رهبری هستیم، ما می‌گوییم رهبرکه صرفا یک اسم و عنوان نیست، رهبر ما که رهبر چین نیست، رهبر ما یعنی مجتهد، عادل، نائب امام زمان او را به عنوان نائب امام زمان قبول دارید؟

رهبر قانون اساسی ما رهبر قانون اساسی چین نیست، رهبر کره شمالی و آمریکا نیست (در این کشورها رئیس‌جمهور، رهبر است)؛ ما برای رهبرمان تقدس قائلیم، آیا این چنین امامی را قبول دارید؟ یا امام شما کس دیگری است؟.امام(ره) فرمودند که اگر دیدید آمریکا برایتان کف می‌زند، بدانید راهتان اشتباه است. من برایتان حدیث میخوانم. شیطان نزد موسی(ع) می‌رود و می گوید: ای موسی، قل لا اله الا الله؟موسی بگو لا اله الا الله، حضرت موسی(ع)پاسخ دادند اکنون که تو میگویی ، نه لا اله الا الله؛ لا اله الا اللهی که شیطان بگوید، معلوم است که فتنه ای در آن نهفته است .چرا تاکنون نمی‌گفت لا اله الا الله»

در حالی که بعضی خواص دو پهلو بخاطر منافع مالی و حزبی خود از موضع گیریهای شفاف طفره می رفتند موضع گیری آیت الله در قبال حرمت شکنی عاشورا صریح و بی پرده بود:« آنهايي كه با حرمت شكني در روز عاشورا به ساحت امام حسين (ع) و عزادارانش توهين نمودند قطعا مسلمان و شيعه نبودند و گناه بانيان اين فجايع با فتنه اي كه آغاز نمودند، تطهير نخواهد شد.»

گفته شده است که یکی از سران فتنه به طریقهای مختلف در پی ملاقات با آیت الله مهدوی بوده است تا بتواند به اقدامات خود مشروعیت بدهد ولی آیت الله با تیزبینی برای قبول ملاقات شرط گذاشته است که وی از فتنه جویان و عوامل اهانت های اخیر اعلام برائت کند

4- روحانی همیشه انقلابی ،حائری شیرازی

آیت الله محی الدین حائری شیرازی از جمله افرادی است که در حوادث پس از انتخابات با اتخاذ مواضع صریح و شفاف سعی کرد در به آرامش رسیدن فضای عمومی کشور فردی گوش به فرمان رهبری باشد. آیت الله که زمانی مسئولیت امام جمعه شهر شیراز را بر عهده داشت چندی است که برای تدریس و پژوهش در قم ساکن است. . آیت الله در مورد نقش خواص و ضرورت موضع گیری آنها در یادداشی می نویسد:«اگر كارت زرد نشان داده شود و يا با ارائه كارت سرخ مجرم حذف نشود، خطاكار گرفتار توهم مي‌شود كه گفته من حق بود».

حضور آیت الله در مجلس خبرگان هم فرصتی دیگر برای روشنگری و مقابله با فتنه گری فتنه گران بوده است. زمانی که رسانه ها از بررسی طرح «برون رفت از وضعیت فعلی كشور» از سوی هاشمی رفسنجانی در مجلس خبرگان سخن می گفتند آیت الله این طرح را نظر خود آقای هاشمی رفسنجانی عنوان کرد و مخالفت خود را با آن اعلام کرد.
آیت الله زمانی که عده ای خواص بی بصیرت بعد از آنکه سران فتنه ساختار های قانونی را شکستند و زیر پا گذاشتند به دنبال  مذاکره با سران فتنه بودند می گوید:« مذاکره در این خصوص معنا ندارد، مانند اینکه ما در قضیه جزایر خلیج فارس مذاکره را بی معنا می‌دانیم.»

5- سردار جنگ های سخت و نرم، محمد علی جعفری

سردار سرلشكر محمد علي جعفري ،فرمانده كل سپاه و عضو شوراي عالي امنيت ملي تا زمانی که بحث انتخابات و رقابت سیاسی بود لب به سخن نگشوده بود ولی از آن دم که فتنه گران در صدد انحراف در انقلاب اسلامی و کودتای مخملی افتادند بنا بر وظیفه اش که پاسداری از انقلاب بود وارد صحنه شد. صراحت سردار در بیان مواضع نقلابیش و حضور فعال نیروهای مردمی بسیج در مقابل فتنه گران و عملیات های پیچیده سپاه سایبری در برخورد با فتنه گران در جنگ نرم اینترتی آنقدر بر دشمنان گران آمده بود که حمله به سپاه و بسیج با سلاح دروغ و هتاکی و شانتاژ خبری به یکی از محورهای اصلی فتنه گران در رسانه های داخلی و خارجی اشان تبدیل شده بود. سردار از مظلومیت انقلاب به این گونه سخن می گوید:« مظلومیت انقلاب در این قضیه آن قدر عمیق است که دشمن هنوز هم نمی‌خواهد از شهدای مردمی و بسیجی این فتنه اخیر سخن گوید»  صحبت های صریح و بی پرده جعفری برای خیلی ها شک آور بود. سردار با اسم آوردن از خاتمی، موسوی خوینی ها و مهدی هاشمی به عنوان دست های پشت پرده اغتششات ، گوشه ای از اعترافات بازداشت شدگان را افشا کرد. سردار هدف فتنه گران را براندازی عنوان کرد با این تعبیر که :« وقتي حرف از براندازي به ميان مي‌آيد، به آن معنايي كه امریکايي‌ها در گذشته مي‌گفتند و امروز جرأت بيان آن را ندارند، نيست. بلكه منظور همان است كه به اصطلاح «تغيير رفتار جمهوري اسلامي» خوانده مي‌شود. يعني تغيير جهت‌گيري‌هاي اصلي انقلاب و عدول از اصول و آرمان‌هاي انقلاب كه هدف امریکايي‌ها نيز اكنون همين است.»

سردار به نقد رفتار خواص هم پرداخته و گفته است: «سرلشكر جعفري يادآور شد: نخبگان و خواص انقلاب متأسفانه ريزش داشتند، اما نبايد نظام را با عملكرد من يا شما سنجيد،‌ بلكه بايد با معيارها و شاخص‌هاي صحيح راه امام و شهدا را ادامه داد. متأسفانه برخي از نخبگان به اين نكته مهم كه ولي‌فقيه فصل‌الخطاب موضوعات است، توجه كافي نكردند و به راحتي نقدهاي نادرستي به آن وارد مي‌كنند و اگر آنها اينگونه رفتار كنند، نبايد ادعاي پيروي از راه امام و طرفداري از نظام را داشته باشند»

6- منبری برای روشنگری

علیرضا پناهیان از آن دسته از روحانیونی است که با مردم مخصوصا جوانان رابطه ای عمیق برقرار کرده است، جوان بودن و جوان پسند صحبت کردن و به روز صحبت کردن از خصوصیات پناهیان است. پناهیان از آن دسته از روحانیونی بود که در فتنه بعد از انتخابات با صحبت در مورد مبانی فتنه ، شرایط ایجاد فتنه، نقش خواص و مردم در فتنه ها، نقشی پررنگ در  بصیرت دهی به مردم داشت.

پناهیان نسبت به نامه های بعضی از خواص به رهبر انقلاب به روشنگری پرداخت: «از نامه‌‌های علنی به مقام معظم رهبری بوی تحميل استشمام می‌شود، در حالی كه هيچكس مثل مقام معظم رهبری شنونده حرف حق ديگران نيست؛ اين نامه‌ها می‌تواند خصوصی باشد.»

پرداختن به مبانی نظری فتنه و آیات و روایات و تطبیق بر فضای فتنه کاری بود که پناهیان با ظرافت به آن مبادرت می کرد تا پشت پرده فتنه گران را برای مردم عیان کند، وی در سخنرانی که معروف به فتنه شدیدتر از دجال شد ، در آن ایام می گوید:« بوی تمایل به دشمن می آید تازه الان که مساله حل شده، الان که فلانی توی بغل صهیونیست ها می رقصد، آنها امیدشان یک چنین وضعیتی شده و یک جور فتنه شدید تر از دجال بعید هم هست این فتنه به سهولت خاموش بشود.»

باید اذعان کرد پناهیان دیگر امروز از یک سخنران مذهبی فراتر رفته است و به عنوان یک جریان ساز در بین اقشار مذهبی نقش ایفا می کند.

7- لاریجانی‌ای متفاوت

در میان خانواده لاریجانی ها، محمد جواد لاریجانی  که رئيس پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي و رئيس ستاد حقوق بشر قوه قضائيه است صریح ترین موضع گیری ها را نسبت به فتنه های بعد انتخابات داشت.

لاریجانی در تحلیل عملکرد موسوی بیان می کند: « كساني كه ساعت 11 شب 22 خرداد خود را رئيس‌جمهور مملكت ناميدند يكي از مصاديق اين انحراف هستند؛ اين افراد در واقع كودتا كردند چون كودتا به معني اين است كه افرادي در قالب نظام حركت مي‌كنند اما ناگهان با چرخشي در مقابل آن مي‌ايستند و در انتخابات شاهد بوديم كه اين افراد در داخل نظام در انتخابات شركت كردند اما از ساعت 11 شب ناگهان برگشتند. بنابر اين موسوي كودتا را انجام داد اما ناكام ماند.»

لاریجانی با انجام دادن مصاحبه ها و سخنرانی در برنامه تلویزیونی و دانشگاه ها به برملا کردن تناقضات درونی جریان فتنه می پرداخت: «كساني كه مدعي بودند ولايت فقيه و راه امام را قبول دارند، راه امام كه شال سبز نيست، راه امام يعني اسلام شيخ انصاري و صاحب جواهر، راه امام يعني ولايت فقيه، چطور مدعي پيروي از راه امام هستند و بر مكتب امام شمشير مي‌كشند؟ ملت ما اينها را فراموش نخواهد كرد.چرا بايد دوستان ما اينقدر به خطا بروند و حتي چارچوب يك رفتار دموكراتيك را هم نپذيرند؟ مناظره‌ها نشان داد مردم ما ظرفيت دارند، اما سياسيون ما ظرفيت باز بودن فضا را ندارند»

لاریجانی در یادداشت خود که در هفته نامه پنجره منتشر کرد، به مشی رئیس مجمع تشخیص مصلحت پس از انتخابات سال 84 اشاره کرده و به اثرات آن در فتنه سال 88 می پردازد :« با تاسف باید اضافه کنم مشی سیاسی خطاآلود و مملو از عصبانیت جناب آقای هاشمی رفسنجانی  که ایشان پس از شکست در انتخابات نهم از خود نشان دادند، در کشاندن جریان اصلاح طلبی به ورطه نفاق و خروج علیه نظام موثر بود و بدین ترتیب فتنه پس از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری شکل گرفت.»

8- وزیر روزنامه نگار، صفارهرندی

محمد حسین صفارهرندی وزیر ارشاد در دولت نهم، با اتمام مسئولیت وزارتش به صف خواصی پیوست که به روشنگری در مورد جریان فتنه گر پرداخت. سخنرانی های صفارهرندی در دانشگاه ها یکی از سخنرانی های جنجالی این سالهای دانشگاه ها بوده است. زمانی که صفار هرندی در دانشگاه تهران به نقد عملکرد موسوی می پرداخت، عده ای با نشانه های سبز در دستهایشان،  به سمت او لنگه کفش پرتاب کردند که صفار در جواب آنها در حالی که لنگه کفش را بالا گرفته بود گفت:« لطف کنيد و علامت مدنيت را به سوي ما پرت نکنيد.»

صفار نسبت به مسیر حرکت موسوی و کروبی هشدار داده و گفته است:« در حوادث پس از انتخابات آمريكايي‌ها به كمك خط ‌امامي‌ها آن حوادث را آفريدند و اهداف و برنامه‌هاي موسوي و كروبي با آمريكايي‌ها در يك نكته تلاقي پيدا كرد.»

صفار هرندی از آن دسته از خواصی بود که بی پروا به دفاع از نظام برخاست و برای همین جریان فتنه گر روی به توهین های علنی نسبت به او آورده بود. در سخنرانی دانشگاه خواجه نصیر جماعت آشوبگر شعار «ننگ ما وزیر فرهنگ ما» سر می دادند که صفار در جواب آنها گفت:« حق با شماست، وزیر ارشاد شما اكنون در خارج از كشور است و تعداد همسرانی كه اختیار كرده مایه شرم وی شده و این وزیر ارشاد دولت اصلاحات از ترس همسران و اقوامشان، خود به خارج از كشور پناه برده است»

صفار به رفتارهای فریبکارانه سران فتنه اشاره کرده و گفته است: « ما دروغگویان واقعی را شناخته ایم، دروغگویان واقعی كسانی بودند كه اسم ترانه موسوی را سر دادند و سر قبر خالی نشستند و فاتحه خواندند. دروغگویان واقعی كسانی بودند كه در مجلس ختم شركت می كردند اما بدن میت‌شان در خانه وجود داشت.»

وزیر سابق ارشاد که سابقه روزنامه نگاری را کارنامه سوابق خود دارد از حافظه تاریخی خوبی هم برخورداست که برای رسوا سازی فتنه گران به سابقه تاریخی آنها هم اشاره می کرد:« بعد از رحلت امام(ره) و آغاز رهبری مقام معظم رهبری عده‌ای که خود بخشی از همان نیروهای طرفدار جمهوری اسلامی دهه 60 که ادعای تصاحب گفتمان امام(ره) را هم داشتند، راه خود را جدا کردند. نمونه آن را می‌توان مجمع روحانیون مبارز، دفتر تحکیم وحدت و سازمان مجاهدین دانست. آنها به بیت آیت‌الله منتظری(ره) رخنه کرده و امید بسته بودند، ولی بعد از انتخاب مقام معظم رهبری، به دلیل این که دیدند کسی انتخاب شده که نمی‌توانند در او طمع کنند، ناکام شدند.»

روحیه ژورنالیستی صفار باعث شده بود که یکی از سخنران های ثابت محافل دانشگاهی باشد و با صلابت  در مقابل جریان هوچی گر در دانشگاه ها به روشنگری بپردازد.

9- حدادعادل، ادیب سیاستمدار

غلامعلی حداد عادل از جمله خواصی بود که در روزهای اول بعد انتخابات با موضع گیری های شفافش در جهت روشن کردن فضای غبارآلود سعی و تلاش فراوانی کرد و صحبت هایش با استقبال بسیاری رو به رو شد به گونه ای که بنا به درخواست مردم بارها از صدا و سیما پخش شد.

حداد عادل با بیان تناقضات موسوی در موضع گیریهایش او را مورد سئوال قرار می داد: « ما شما را به عنوان نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس و نخست‌وزیر حضرت امام و اینكه شما را فرزند انقلاب می‌دانیم، دوست داریم و رهبر انقلاب هم شما را عضو خانواده انقلاب می‌داند اما از شما سوال می‌كنم وقتی هنوز انتخابات تمام نشده و در صندوق رای باز نشده شما از كجا مطمئن بودید كه اكثریت آرا را به دست آورده و اعلام پیروزی كردید،این درست نیست كه قبل از برگزاری انتخابات نزدیكان شما اعلام كند كه اگر آقای احمدی‌نژاد پیروز شد یقینا تقلب صورت گرفته است.»

رئيس كميسيون فرهنگي مجلس با استناد به نظرسنجی ها هم ادعای موسوی را رد می کرد :« ما اين نظرسنجي‌ها را كه توسط چندين دستگاه مختلف صورت مي‌گرفت بررسي كرديم و ديديم كه در هيچكدام از اين نظرسنجي‌ها كه مربوط به كل كشور بود آقاي ميرحسين از آقاي احمدي‌نژاد جلوتر نبود،البته اين موضوع كه راي آقاي احمدي‌نژاد از آقاي موسوي بيشتر است احتياج به نظرسنجي هم نداشت چرا كه دولت آقاي احمدي‌نژاد ظرف 4 سال به حداقل 60 سفر استاني به مناطق مختلف كشور داشته است. و اين طبيعي است كه مردم اين شهرها راي بيشتري به ايشان بدهند.»

حداد حتی از فرصت تریبون مجلس هم برای روشنگر ی استفاده کرد و در نطقی به بیان تبعات قانون گریزی سران فتنه پرداخت و گفت:« آنچه مایه تعجب بود این بود که آنها تا وقتی خودشان را پیروز انتخابات می‌دانستند این امور را سبب ابطال انتخابات نمی‌داشتند اما وقتی از نتایج آراء باخبر شدند مدعی تقلب شدند و مردمی که از حیجانات و احساسات قبل ملتهب بودند بدون مجوز قانونی به خیابان‌ها کشاندند و فرصت و زمینه‌ای ایجاد کردند تا جماعتی وابسته به گروه‌های زخم خورده از انقلاب و مزدور و بیگانه خود را لابه لای انبوه مردمی که گمان می‌کردند حقشان ضایع شده پنهان کنند و با تخریب بعضی اماکن و موسسات و آتش‌زدن اتوبوس‌ها و تباه کردن اموال عمومی به خیال خود ایران نا امن و حکومت ایران را بی‌ثبات کنند.»

حداد با حضور در گفتگوی ویژه خبری با بیان استدلال رهنورد، که همسرش را  فرزند آذربایجان خوانده بود  و داماد لرستان و اینکه ترک و لر ها فرزند و دامادشان را رها نمی کنند و به احمدی نژاد رای  بدهند ، به بی پایه بودن این دلیل اشاره می کند که مگر مردم ایران بصورت قومی و قبیله ای رای میدهند؟  حداد با اشاره به سفرهای استانی رییس جمهور بیان کرد که اگر این طور استدلال درست باشد که  احمدی نژاد به خاطر 60 سفر استانی فرزند ملت است!

حداد در همان روز های اول بعد انتخابات به پشت پرده تلویزیون دولتی بی بی سی اشاره می کند و از ماهیت بهایی بودن این شبکه پرده بر می دارد.

10- حسینیان، مرد مقابله با فتنه ها

روح الله حسینیان یکی از سیاسی و امنیتی ترین روحانیون بعد انقلاب است که همیشه در حوادث فتنه گون نقش هایی پر رنگ را در مقابله با فتنه ها بازی کرده است. در اوج فتنه گری های دو خرداد و فتنه قتلهای زنجیره ای با افشاگری بر علیه مسببین دولتی آن ، خشم سران اصلاحات را برانگیخت و از این رو همیشه به عنوان یکی از اهداف ترور شخصیت ماشین تبلیغاتی اصلاحات آماج حملات آن ها بوده است.

حسیننیان  در فتنه اخیر هم با گرفتن مواضع صریح و شفاف خود در جهت آشکار کردن اهداف پنهان سران فتنه گام برداشت. وی در واکنش به الله اکبرهای شبانه آشوبگران به پشت پرده آن اشاره کرده است و گفته است: «شعارهاي الله اکبر بر پشت بام ها بعد از انتخابات سر داده شد در حالي که حدود يک سال قبل، داريوش همايون همين را پيشنهاد را ارايه داد.

کسي مانند جين شارپ و داريوش همايون وزير سابق اطلاعات و عناصر داخلي همه هماهنگ با هم يک حرف را تکرار مي کنند. من نمي خواهم کسي را متهم کنم اما ما نبايد شک کنيم وقتي که سردبير روزنامه اي که از معترضين است به اصطلاح از جناح اصلاح طلبي است و فعلا با جمهوري اسلامي معارض شده در لندن نشسته و مقالات و سر مقالات خود را مي نويسد و در ايران چاپ مي شود و بعضي از آقا زاده ها وقتي فرار مي کنند نيز به لندن پناه مي آورند.»

ماجرای فرار مهدی هاشمی به عنوان یکی از متهمان اصلی آشوب در کشور یکی دیگر از محورهای موضع گیریهای صریح شاگرد مدرسه حقانی است:« قوه قضائيه كشور ما نبايد منتظر برگشت مهدي هاشمي‌رفسنجاني از لندن باشد چرا كه ايران عضو اينترپل -پليس بين‌الملل- است و مي‌توانيم به وسيله پليس بين‌الملل حكم قضايي صادر و آن را به پليس بين‌الملل واگذار كنيم تا وي را دستگير كرده و به جمهوري اسلامي ايران تحويل دهند.»

رئيس كميسيون شوراها و امور داخلي مجلس به افشاگری در مورد روابط پنهان ستادمیر حسین موسوی با عوامل بیگانه هم پرداخته است:« زماني تلويزيون بي‌بي‌سي فارسي براي راهنمايي و هدايت شورش‌ها تأسيس شد از سوي ديگر سردبير اين تلويزيون نيز شخصي به نام رمضان‌پور است كه معاون وزير ارشاد دولت اصلاحات بود و در ادامه نيز استوديو اين شبكه در ستاد ميرحسين موسوي كشف مي‌شود ما چطور نتيجه تحليل‌مان اين نباشد و نتيجه‌اي غير از اينكه دخالت‌هاي بيگانگان بدون حمايت برخي عوامل داخلي صورت گرفته است، نگيريم.»

حسینیان که مسئولیت مرکز اسناد انقلاب اسلامی را بر عهده دارد به ملاقات رییس دولت اصلاحات با جورج سورس هم اشاره کرده است: مواضع حسینیان در قبال مباحث حکمیت هم به مانند دیگر مواضعش صریح و بی پرده بود: «اگر منظور از وحدت، وحدت با سران فتنه است که همچنان بر طبل مخالفت و ایستادگی در راه شیطانی خود می‌کوبند، این وحدت خیانت به ملت است.

متاسفانه آقای رضایی عقب نشینی نظام را، پیشنهاد سازنده در نامه سیاسی خود می‌انگارد. سخنان مشترکی چون اذعان به وجود بحران، محور قرار دادن اقتصاد، عمل کردن مجلس و قوه قضائیه به وظایف قانونی، محور مشترکی است که در نامه و بیانیه سیاسی محسن رضایی و میر حسین موسوی مشترک است که این امر نشان دهنده آن است که این گونه خواسته‌های غیر قانونی و احیانا شعارهای حقی که اراده باطل از آنها صادر شده، در یک مرکز مشترک برنامه ریزی می‌شود و از حلقوم افرادی خاص خارج می‌شود.

از جمله اقدام های  حسینیان که با عث جلب توجه رسانه ها به  سمت او شد، نامه استعفای او از نمایندگی مجلس بود. آن طور که از شواهد هم پیداست هدف اصلی حسینیان از استعفا اعتراض به بعضی اهمال کاری ها در کشور در برخورد با فتنه گران بوده است. از جمله دلایلی که روح الله حسینیان برای استعفا می شمارد ریاست یکی از بانیان فتنه بر یکی از کمیته های مجلس است:« امروز خود را ناتوان‌تر از هميشه مي‌يابم. هر اقدامي آغاز كرديم با رقابت پيچيده پارلمان تاريست‌هاي حرفه‌اي نقش بر آب شد. جناح اصلاح‌طلب نزد رئيس عزيزتر و ارزشي‌تر شدند و هر روز ما مطرودتر و بي‌خاصيت‌تر. من خود را موجودي شكسته خورده و سرخورده مي‌بينم وقتي مي‌بنيم رياست كميته دفاع مجلس يكي از فتنه‌گراني است كه از بانيان اتهام تقلب در انتخابات بود. وقتي مي‌بينم مجلس اصولگرا نماينده‌اي را براي اين كميته انتخاب مي‌كند كه تا ديروز علناً از يكي از سران فتنه دفاع مي‌كرد و يك روز از عمرش را در راه مبارزه نگذرانده و تنها با تاجران كويتي مي‌نشيند و برمي‌خيزد و رسالتش توزيع آدامس در بين نمايندگان است.»

11- یار انقلابی امام، حجت الاسلام رحیمیان

حجت الاسلام والمسلمين محمدحسن رحيميان، از اعضای دفتر حضرت امام(ره) بوده است که تا به امروز در مقاطع مختلفی که آرمانهای حضرت امام را مورد هجمه دشمنان می دیده است به میدان آمده و از آنها دفاع کرده است. رحیمیان در فتنه بعد انتخابات در حالی به دفاع از انقلاب و نظام می پرداخت که بعضی از افراد وابسته به بیت و موسسه حفظ و نشر آثار امام دچار لغزش شده بودند.

رحیمیان، عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز مسائل پس از انتخابات را ناشی از توهم کسانی میداند که فکر می‌کردند همه ایران فقط شمال تهران است:« انسان این‌ طوری است که وقتی به اطراف خودش نگاه می‌کند،‌ همواره تصور می‌کند که دنیا همین است. توهم انتخابات هم همین بود. تصور کردند همه ایران، تهران است و همه تهران هم، شمال تهران است. در راه‌پیمایی‌ 9 دی فرد خوش‌ذوقی، نقشه ایران را با استان‌هایش کشیده و اسم محلات شمالی تهران را روی آن‌ها گذاشته بود. جای خلیج فارس و دریای خزر را هم تغییر داده و جای آنها نوشته بود استخر زعفرانیه و امثالهم. گیلان و مازندران را مثلا نوشته بود قیطریه و واقعا تصور و توهم اینها را نقاشی کرده بود.»

رحیمیان در مورد بهترین شکل برخورد با سران فتنه به این شکل روشنگری نموده است: «دستگاه قضايي با دادن فرصت به اين افراد به دنبال روشن كردن چهره آنها در بين مردم ايران است همانگونه كه در زمان حيات امام خميني(ره) نيز به بني صدر خائن كه رئيس جمهور ايران بود اين فرصت داده شد تا مردم به خيانتكار بودن وي پي ببرند. موسوي در ابتدا طرفداراني داشت ولي امروز مردم ايران متوجه شده اند كه ادعاي 11ميليون تقلب راي از سوي وي بي اساس بوده است. او به قصد از بين بردن نظام، به نظام حمله كرد.»

12- مورخ روشنگر، سید حمید روحانی

سید حمید روحانی از افرادی است که سابقه همراهی امام را از قبل انقلاب داشته است و به عنوان مورخ و نویسنده در تاریخ معاصر کشور چهره ای شناخته شده است. حميد روحاني رئيس بنياد تاريخ پژوهي ايران معاصر است که در حوادث بعد انتخابات با استنادهای تاریخی خود به افشاگری چهره سران فتنه پرداخت.

نامه ی سرگشاده وی به مهدی کروبی کاندیدای معترض انتخابات ، به عنوان دوست قدیمی وی، بازتاب گسترده ای در رسانه ها داشت:« جناب آقاي كروبي! آن روز كه من و شما به همراه حاج آقاي جماراني آن نامه غمبار را به آقاي منتظري نگاشتيم هرگز مرا اين باور نبود كه روزي من ناگزير شوم "هشدارنامه " ‌اي همسان براي جنابعالي بنگارم و همان نكته‌هاي تلخي را كه به او گوشزد كرديم به جنابعالي يادآور شوم.»

روحانی   نسبت به اطرافیان کروبی هشدار می دهد که چه کرده است که گروهی معلوم الحال به گردش حلقه زده اند:« هيچ انديشيده‌ايد كه در شما چه ناخالصي اي پديد آمده است كه مهره‌ها و چهره‌هاي مرموزي مانند قوچاني، باقي، سحرخيز،‌ابطحي، دباغ و... شما را از سنخ خود يافته‌اند و پشت سر شما قرار گرفته‌اند؟! آيا شما بر اين باوريد كه اين حضرات بويژه جناب آقاي دباغ امروز شما را در خط امام و انقلاب مي‌دانند كه از شما حمايت مي‌كنند؟! شما در يك سخنراني اعلام كرديد: "... من همان مهدي كروبي خط امام هستم... و به اين خط عشق مي‌ورزم...!! " (اعتماد ملي، 21/2/88) با عرض پوزش بايد بگويم مطمئن باشيد كه اگر جنابعالي در عمل - نه در شعار - "همان مهدي كروبي خط امام " بوديد، ‌اين مهره‌ها و چهره‌هايي كه امروز شما را در ميان گرفته‌اند و گرداگرد شما به پايكوبي و دست‌افشاني پرداخته‌اند، هيچگاه به شما نزديك نمي‌شدند و به شما بها نمي‌دادند و با شما همان‌گونه برخورد مي‌كردند كه تاكنون با پيروان راستين راه امام برخورد كرده و مي‌كنند ... ديدگاه امروز جنابعالي، سياست ديرينه مهدي قاتل (بنابه تعبير امام سلام‌الله عليه) بود كه در بيت آقاي منتظري به اجرا درآمد و عناصر منافق، ليبرال، سكولار، دگرانديش و ... زير عنوان "تركش‌خورده‌ها " ‌در آنجا گرد آمدند و حرف‌هايشان را از زبان آقاي منتظري بازگو كردند و اكنون به بركت حضور "باقي "‌ها در كنار شما مي‌بينيم كه تز باند مهدي هاشمي نيز گويا از سوي جنابعالي پذيرفته شده است.»

روحانی بعد انتخابات در یک سخنرانی پرده از مواضع هاشمی رفسنجانی هم بر می دارد :« هاشمي يكدفعه چشم باز كرد و با شخصيتي به نام احمدي نژاد مواجه شد. احمدي نژاد هاشمي را ناراحت كرد؛ حدود يكسال پيش بود مسيح مهاجري در ملاقاتي كه با من داشت گفت كه آقاي هاشمي گفت نبايد بگذاريم بار ديگر احمدي نژاد راي بياورد و بايد او را در انتخابات آينده با شكست مواجه سازيم و نگذاريم راي بياورد. در مورد احمدي نژاد هم جناب هاشمي رفسنجاني، انتظار داشت كه مقام معظم رهبري بيايد به بهانه اينكه در انتخابات تقلب شده، راي 24 ميليون نفر را ناديده گيرد و انتخابات را ابطال كند تا بار ديگر يك ترفند و توطئه ديگر به وجود آيد شايد احمدي نژاد راي نياورد
روحانی در مورد اینچنین مواضعی از سوی هاشمی رفسنجانی می گوید:« با يک اشتباه نمي توان گفت آقاي هاشمي از خط امام جدا شده اما انتظار اين است که اشتباهشان را جبران کنند و بايد بدانيم که اين انقلاب وامدار هيچ کس نيست زيرا اگر اين انقلاب پايگاه مردمي نداشت و وابسته به فرد بود هرگز پيروز نمي شد و ديديم حضرت علي(ع) نيز با طلحه و زبير که آن سابقه درخشان را داشتند وارد جنگ شد و اين امر نشان مي دهد که سابقه درخشان باعث نمي شود که اشتباهات افراد ناديده گرفته شود بعلاوه سابقه آقاي منتظري در انقلاب بسيار درخشان تر از هاشمي بود و حتي فرزند وي به خاطر انقلاب شکنجه شد اما امام زماني که مرحوم منتظري دچار لغزش شد فرمودند من با خداي خود عهد کرده ام که بنا به ملاحظه افراد ، از وظيفه خود کوتاه نيايم و آن برخورد را با وي نمودند.»

13- کارگردان بسیجی ،ابولقاسم طالبی

ابولقاسم طالبی جز چهره های هنری و سینمایی است که بخاطر دفاع از نظام و انقلاب در آثارش مورد توجه رسانه ها و مردم است . طالبی بارها خود اعلام کرده است به این که به دفاع از نظام می پردازد، افتخار می کند.

لغزش محمد نوری زاد در فتنه بعد انتخابات و هتاکی او نسبت به ولی فقیه باعث شد که طالبی به عنوان یک هنرمند به دست به قلم شود و به واکاوی این لغزشها بپردازد: « نوری زاد اولی نبوده آخری هم نیست. چرا كه انسان اگر مراقبت نكند نفاق و محبت قدرت و ثروت و اولاد ناخلف در دلش لانه می كند، شاید برای كسی كه دور از قضایا باشد باورنكردنی و غیرقابل قبول بنماید كه آقای محمد نوری زاد كه ده سال علیه آقای كرباسچی و هاشمی و حزب كارگزاران مقاله نوشت. ابوذر ابوذر كرد. نام فرزندش را ابوذر گذاشت اینك به همراه ابوذرش پای صندوق برود. پشت سر همه آن ها كه اصحاب معاویه می خواندشان بایستد و به رهبر آن ها رای دهد، سپس قلم بردارد و به همه سنگرداران ولایت دریدگی و لجن پراكنی كند. امروز محمد نوری زاد به صف اكبر گنجی و محسن مخلباف و كرباسچی و هاشمی ها و مرعشی ها و ابطحی ها و تاج زاده ها و خاتمی ها پیوسته و چنان با ذوق و شوق از مردم دعوت می كند كه به او بپیوندند كه گویی معدن گرانبهایی را كه دیگران نمی دانند او یافته»

طالبی در پایان نامه خود به فرازی از نهج البلاغه اشاره می کند: «سخن مولایمان علی (ع) را از نهج البلاغه می آورم كه به عبدا... بن عباس هنگامی كه برای مذاكره با اهل جمل می رود می فرماید: "با طلحه ملاقات مكن كه اگر ملاقاتش كنی وی را همچون گاوی خواهی یافت كه شاخهایش اطراف گوش هایش پیچ خورده باشد او بر مركب سركش هوا و هوس سوار می شود و می گوید مركبی رام است. با زبیر ارتباط بگیر كه نرمتر است و به او بگو پسر دایی ات می گوید در حجاز مرا شناختی در عراق نشناخته انگاشتی . چه شد كه از پیمان خود بازگشتی؟"»

البی در حوادث حرمت شکنی عاشورا باز دست بر قلم می شود و آشکارا به خواص دوپهلو حمله می برد که: «امام سفر كرده ما در پيامي به مجلس خبرگان فرمودند: «الله في بيوتكم» و البته اين بيت يعني دفتر. يعني اطرافيان. يعني آن‌ها كه مي‌آيند و با لفظ دكتر و مهندس و عالم و مدير و رئيس و ثقةالاسلام و حجت‌الاسلام و آيت‌الله و آيت‌العظمي را تحريك مي‌كنند كه آقا شخصيت شما بالاتر از اين حرف‌هاست، مردم چشم‌شان به دهان شماست. شما آينده داريد. سكوت كنيد تا ببينيم چه مي‌شود. صبر كنيد ببينيم كدام پيروز مي‌شود. اگر هم مي‌خواهيد حرفي بزنيد، حق و باطل نكنيد. نصيحت كنيد كه بنزين روي آتش نريزند.

آري اين وزوزهاست كه عالمي براي صداي يك دف، عمامه بر زمين مي‌زند اما شعار «نه غزه نه لبنان» ناراحتش نمي‌كند. مرگ بر اصل ولايت فقيه، گريه‌اش نمي‌اندازد.

عمامه‌اش را به زمين نمي‌اندازد وقتي اسلام را از جمهوري اسلامي حذف مي‌كنند و اين وزوز آن قدر در گوش‌ها مي‌چرخد كه روز عاشوراي سال 88 مي‌رسد.

حال حنجره‌ها آماده هلهله، دستان آماده سنگپراني و خنجر زدن به پهلو و گلوي عزاداران است.

حنجره‌ها و دستاني هم ساكت و ساكت و ساكت‌اند كه مباد شخصيت ايشان در مقابل صاحبان راي و بي‌بي‌سي و بي‌بي‌سي‌پسندان خدشه‌دار شود و فقط بعد از فشارها و صلوات‌ها و گريه‌ها به حق و باطل نصيحت مي‌كنند كه به حرف من بزرگ‌تر از همه عالم گوش كنيد. رفيق باشيد. با هم دوست باشيد.

آري اين سكوت‌ها و اين شخصيت‌طلبي‌ها و اين تشنگان كف و سوت هستند كه باعث چنين حادثه‌هاي تلخ و ناگواري مي‌شوند.»

14 - شاعر انقلاب، علیرضا قزوه

قزوه شاعر انقلاب است که تند و تیزی شعرهایش برای سیاست بازان و مفسدین اقتصادی هیچ وقت تمامی نداشته است. قزوه ی دهه شصت که شعر مولا ویلا نداشت را سروده بود تا نسبت به چسبیدن عده ای به ثروت اندوزی و فراموشی فرهنگ انقلابی و دفاع مقدس هشدار دهد در سال 88 با شعرش به مقابله با جریان فتنه گری افتاد که قصد داشت در مقابل نظام ولایی ایستادگی کند.

شعرهای قزوه آنقدر فتنه گران را عاصی کرده بود که آماج حملات و توهین های آنها شده بود. قزوه که سنگرش را وبلاگ شعرش قرار داده بود در مقابل توهین ها و هتاکی ها مقاوت کرد و دست از قلم نکشید.

اشاره قزوه به فتنه ها در شعرهای بعد انتخاباتی که سروده است، بسیار دیده می‌شود:

 این همه آتش خدایا شعله اش از گور کیست؟
شهوت این بی نمازان، نشئه ی انگور کیست؟
اشاره های کنایه آمیز قزوه به سران فتنه درشعرهایش هم در خور توجه است:
صبحی به منبر آمد و فرمود باک نیست
گر واجبات رفت به ما مستحب رسید
از نو صلا زدند که ما را وجب کنند
از رأی‌ها به شیخ همان یک وجب رسید
قزوه جایی هم به نماز جمعه ی فتنه گران اشاره می کند ومیگوید:
جمعی وضو نکرده دویدند در صفوف
آخر نماز جمعه نخواندند و شب رسید
اشاره قزوه به شعارهای انتخاباتی موسوی هم جالب توجه است:
هر کس که دم زد از ادب مرد، حرف بود
هر کس که فحش داد به فیض ادب رسید
استفاده فتنه گران از رنگ سبز هم از دید قزوه دور نماند:
گوساله های سامری از طور آمدند
با سبز اشتری که بر آن بولهب رسید
قزوه در شعرهایش با کنایه به خواص هم انتقاد می کند بخاطر سکوت بیجایشان:
خروس ها همه چون مرغ کرچ خوابیدند
حکیمکان زمان اند قرص خواب فروش
و اینچنین خط فکری و سیاسی خود را در قبال فتنه گران نمایان می کند:
سلام بر همه الا  به قلب مغلوبان
سلام بر همه الا به انقلاب فروش
شعر بلند قزوه در عاشورای 88 که نشان دهنده درد و غمی است از بی حرمتی به عاشورا که اینچنین بر روی کاغذ آمده است:
بسی رنج بردیم در این سی سال انقلاب
عجب زنده کردند این دو
انگلیس را
در این سه  چار ماه
شترانشان حامله اند
بناست خوک بزایند
خوکهای بریطانیای دسته دار
مرحبا به شیخنا المتغیِر
مرحبا به میر
برگریزان پاییز است و
و سرریزان خون حسین
حسین من در مهر وارد شد
اما شما نامهربان بودید
شما به من سنگ زدید
شما به کربلا سنگ زدید
در سایت بالاترین چلپاسه
که کربلا ایرانی نیست
که محمّد(ص) ایرانی نیست
که خدا و پیغمبر ما بابک است و کورش و کمبوجیه
با این حساب
عمامه سیاه سیّد یزدی،
 پر!
با این حساب
عبای شیخناالمتغیر،
 پر!

 

منبع : http://www.rajanews.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت 1:22  توسط مهدی  | 

چند روز بعد از آنکه مهدی کروبی اعلام کرد به دلیل اعتراضاتی که علیه او وجود دارد، حتی نمی‌تواند بر سر مزار پدرش هم حاضر شود، حضور او در مراسم ختم پدر رئیس دفترش در شهر قم، باعث اعتراض شدید قمی ها و تلاش کروبی برای فرار شد.

به گزارش رجانيوز، کروبی که امروز برخلاف توصیه میرهادی -رئیس دفتر خود- برای شرکت در مراسم ختم پدر او به شهر قم رفته بود، با اعتراض شدید جمع زيادي از مردم، طلاب و فضلاي این شهر روبرو شد.

کروبی با یک دستگاه پاترول مشکی رنگ در این شهر حاضر شد اما به محض ورود به مراسم ختم، با اعتراض خوجوش مردمی روبرو شد؛ به نحوی که بلافاصله مجبور شد با خودروی خود و با زحمت، از میان جمعیتی که ماشین وی را احاطه کره بودند و شعار "مرگ بر منافق" می دادند، خارج شود.

شیخ اصلاحات پس از این ماجرا به خانه صانعی پناه برد اما در آنجا نیز مردم شهر قم با اطلاع از حضور وی، در مقابل منزل صانعی تجمع کردند.

چند هزار نفر از مردم قم اکنون در مقابل خانه صانعی تجمع كرده و علیه کروبی شعار می‌دهند.

تجمع‌كنندگان خواهان محاكمه كروبي به‌دليل اتهام‌زني‌هاي او عليه نظام اسلامي و خلع لباس وي هستند.

وي تا لحظه مخابره اين خبر به‌دليل تجمع صدها نفر از مردم در اطراف منزل صانعي نتوانسته از اين مكان خارج شود.

گفتنی است پیش از این هم، آقای کروبی به محض حضور در اماکن عمومی با واکنش و اعتراضات گسترده مردمی روبرو شده بود. راهپیمایی روز قدس، نمایشگاه مطبوعات، حضور در استان قزوین و همچنین حضور در راهپیمایی 22 بهمن از جمله مواردی بوده که مهدی کروبی مجبور شده تا به کمک محافظان خود از میان مردم فرار کند.

 

ساعت 20، جمعيت مقابل منزل صانعي به‌حدي افزايش يافته كه تمام كوچه‌هاي اطراف آن را پر كرده و تا منزل منتظري رسيده است.

طلاب و فضلاي زيادي كه در اين مكان تجمع كرده‌اند تأكيد دارند به‌دليل هتك حرمت روحانيت توسط كروبي، تنها در حالي به وي اجازه مي‌دهند كه از منزل صانعي و شهر مقدس قم خارج شود كه خود اقدام به خلع‌لباس مقدس روحانيت كند و بدون عبا و عمامه از منزل خارج شود.

تلاش نهادهاي مختلف براي خارج كردن كروبي از منزل صانعي و فراري دادن وي از قم ادامه دارد.

گفته مي‌شود زهرا رهنورد نيز به‌همراه كروبي در منزل صانعي حضور دارد.

كروبي در جريان اين سفر قصد داشت علاوه بر حضور در مجلس ختم پدر رئيس‌دفتر حزب اعتمادملي قم، با صانعي و سيد حسن مصطفوي نيز ديدار كند.

ساعت 11:30 حدود 300 تن از پليس‌هاي ضد شورش راهرويي را براي خروج كروبي از منزل صانعي ايجاد كردند اما به محض خروج كروبي، مردم، طلاب و فضلاي قم كه ساعت‌ها است در اين مكان تجمع كرده‌اند، اعتراض شديد خود را به وي اظهار كردند كه موجب شد نيروهاي حاضر در محل كروبي را بلافاصله به ساختمان روبروي منزل صانعي منتقل كنند.

ساعت 12 نيمه شب همچنان جمعيت انبوهي در محل حضور دارند.

 

منبع : http://www.rajanews.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 2:25  توسط مهدی  | 

7 تیرماه 1388-در خانه شهید-شهرری

چرا از شهدای مظلوم بسیج در فتنه 88 هیچ کس سخن نمیگه؟

 

3،9 مگابایت

دانلود کلیپ تصویری

مستقیم یا غیرمستقیم

 

شادی روح امام و شهدا صلوات 

 

 

منبع : http://mobarezclip.com/

 

انشاالله در بهشت برین میهمان حضرت ابوالفضل العباس ( س ) باشد .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 1:26  توسط مهدی  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 14:42  توسط مهدی  | 

پنج‌شنبه گذشته اولين سالگرد شهيد حسين غلام كبيري از شهداي راه دفاع از انقلاب اسلامي در مقابله با جريان فتنه‌اي كه مي‌خواست كشور را با بحران داخلي مواجه كند، در بهشت زهرا(س) با سخنراني دكتر حاج حسين الله‌كرم برگزار شد.

به گزارش خبرنگار رجانيوز، الله‌كرم در سخنراني خود با اشاره به جمله‌اي از رهبر معظم انقلاب مبني بر افضليت شهداي فتنه، به تبيين مباني اين تعريف پرداخت كه متن كامل اين سخنراني در ادامه آمده است:

مقام معظم رهبری در رابطه با این شهید و دیگر شهدای فتنه فرمودند: افضل شهدای انقلاب اسلامی هستند. سخن من این است این برتری و افضلیت این شهید بر شهدای انقلاب اسلامی و شهدای دوران دفاع مقدس چیست؟

قبل از صحبت هایم به ساحت مقدس پدر بزرگوار و خانواده محترم این شهید که چنین آقازاده ای را که شهید دوران بصیرت است، تقدیم راه انقلاب اسلامی کرده اند و امروز را به یادبود شهید بزرگوارشان در اینجا مجلس به پا کرده اند، عرض ادب مي‌كنم. جمع ما اینجا این نگاه و این کلام را نسبت به این شهید دارد که ما دنباله رو این شهید هستیم.

اولین و مهمترین برتری شهید کبیری به شهدای انقلاب اسلامی در وضعیتی است که آن‌ها به سر می بردند. انقلاب چراغ فروزانی بود که در جهان پر از ظلمت به وجود آمد، پیروزی مستضعفین بر مستکبرین بود، پیروزی دین در عرصه ای بود که حاکمیت بی دینی در شوروری سابق و تز جدایی دین از حکومت در غرب حاکم بود، انقلاب اسلامی نوید پیروزی ما پابرهنگان بر کاخ نشینان بود، شهدای آن دوران، شهدای بسیار با فضیلتی هستند؛ شهدایی که توانستند با مشت و خون بر شمشیر پیروز شوند. شهدایی که فقط و فقط نفس امام(ره) بود که آن‌ها را به کوچه و خیابان ها برای پیروزی انقلاب مي‌آورد، شهدا در رأس جامعه اسلامی بودند که به فرمان امام به حرکت درآمده بود، پس این شهدا جایگاه بسیار والایی دارند خصوصاً وقتی که امام فرمود: "این مردم، از مردم حجاز در صدر اسلام و زمان رسول خدا(ص) بالاتر هستند و شهدایشان شهدای با فضیلتی خواهند بود."

در دهه اول انقلاب در سال 60 وقتی منافقین کودتای نظامی‌اشان را به فرماندهی بازرگان و بنی صدر و سرکرده منافقین انجام دادند و در خیابان ها بلوا و اردوکشی به راه انداختند و شهدای ما را در خیابان فردوسی با کاردهای موکت بری سر بریدند، این شهدا شهدای با فضیلتی بودند و چهره نفاق را به جهان نشان دادند و در مقابل آنها ایستادند و از نظام نو پا دفاع کردند.

شهدای دوران دفاع مقدس جایگاه بسیار والایی داشتند. آنها هم در مقابل دشمنی جنگیدند که از شرق و غرب حمایت می شد. صدام یک جنگ نیابتی و وکالتی را علیه انقلاب اسلامی شروع کرده بود، شهدای دوران دفاع مقدس، شهدایی مثل شهید وزوایی، شهید علیرضا موحد دانش، شهدای بسیار با فضیلتي درآن دوران دارند و بعد از شهدای اهل بیت و شهدای روز عاشورا اینها از دیگر شهدا برتر و والامقام تر هستند.

امام فرمودند: خرمشهر را خدا آزاد کرد، چرا که اراده انسان‌های مبارز در طول اراده خدا قرار گرفت و پیروزی بزرگی نصیب‌شان شد. وقتی که خرمشهر را خدا آزاد می‌کند، سربازان افتخار این را دارند که تحت فرماندهی ایزد متعال عملیات کنند و به شهادت برسند، پس شهدای عمیلت فتح المبین و بیت المقدس هم شهدای با فضیلتی هستند.

شهدای بدون مرز، شهدایی که در فلسطین و لبنان و در اقصي نقاط جهان به شهادت رسیدند و همچنین شهدایی که اخیرا در کاروان آزادی به شهادت رسیدند، آنها هم شهدای با فضیلتی هستند.

اما چرا شهید کبیری و کبیری ها با فضیلت تر از دیگرشهدا هستند، اگر این را خوب درک کنیم، تردیدی نخواهيم داشت که راه این شهید پررهرو خواهد بود.البته برای ما افتخار خواهد بود که راه این شهدا را ادامه دهیم اما با چشم باز و با بصیرت. بصیرتی که مقام معظم رهبری فرمودند یعنی فهم عمیق. این شهدا، شهدای دورانی هستند به نام بصیرت و تولید بصیرت. به عبارت بهتر، خون شهید کبیری ها بصیرت تولید می‌کند، از آنجایی که در این نبرد یعنی جنگ نرم با دشمن اساس حرکت رزمندگان و مدافعین و شهدا و دنباله‌روهاي شهدا تولید بصیرت است، این شهید، افضل بر شهدا می شود.

در دوران انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، جنگ ما جنگ سخت بود؛ یعنی دشمن مشخص به ما حمله مي‌کرد و ما در مقابل او مي‌ایستادیم. شهدای ما وقتی به کوچه و خیابان ها مي‌آمدند، مردم برای آنها سرو دست می شکستند. اما بنده هرگز مظلومیت شهید کبیری و خانواده شهید کبیری و خانواده اش را از یاد نمی برم، اولین جلسه ای که ما منزل این خانواده بزرگوار حاضر شدیم، دیدیم که این خانواده در محله و شهرشان غریب هستند، این که بخواهند شهید را سر دست بگیرند و به همه عالم افتخار کنند، که افتخار هم دارد و ما هم افتخار می‌کنیم اما مجبور به نوعی پنهان سازی بودند. آیا ما به یاد شهید بصیرت ساز یعنی حضرت زهرا(س) نمی افتیم، مظلومیت آن حضرت است که خانواده او و شما ادامه دهندگان راه او و دوستداران این شهید را طاقت می دهد که بتوانیم این راه را بروید. حضرت زهرا(س) با آن همه جراحاتی که بر سر و صورت و بازوی مبارک‌شان وارد شده بود، در آن وضعیت به امیرالمومنین(ع) فرمودند که یا علی وسیله ای مهيا كن؛ چهارپایی آوردند و حسنین را در عقب و جلو نشاندند و به در خانه‌ی صحابه حرکت کردند. آن حضرت به دنبال آگاه سازی و ایجاد بصیرت در بین مردمی بودند که نامشان با پیامبر(ص) عجين شده بود؛ کسانی که صحابه و انصار پیامبر(ص) بودند، به در خانه چنین کسانی می‌رفت اما حرف او خریداری در آن جامعه نداشت. وقتی جامعه ای کر و کور باشد و نشنود یا نخواهد بشنود یا تحت زور یا تبلیغات واقع شده باشد و نتواند فهم دقیق داشته باشد، در اینجا باید چه کرد؟ در اینجا ادامه بصیرت‌بخشي و روشنگری مهم بود.

حضرت زهرا(س) شهادتشان را اینگونه ترسیم کردند که یا علی من را شبانه غسل و کفن و دفن کن. هیچ کس از این افراد را نمی خواهم بر من نماز بگذارند؛ حضرت چرا این کار را کرد؟

می خواهد بعد از شهادتش با پنهان ماندن حتی قبرش، همیشه تولیدگر بصیرت باشد. کسانی که امروز هنوز، مدینه مشرف می‌شوند می‌گویند مگر پیامبر چند فرزند داشت؟ آن یک فرزند کجاست؟ چرا در کنار پدرش دفن نشده؟ چرا دیگران آنجا دفن شده اند؟ قبر او کجاست؟ این گمشدگی قبر، تولید بصیرت می‌کند، هنوز که هنوز است، وقتی شهدای گمنام ما می آیند، ما می‌فهمیم که این شهدای گمنام برای تولید بصیرت و فهم می آیند، می‌خواهند راه حضرت زهرا(س) را بروند. وقتی ما به کنار مزار شهدای گمنام می‌رویم این را درک می‌کنیم که آنها فریاد می‌زنند چشم‌هایتان را باز کنید، ما می‌خواستیم راه زهرای اطهر(س) را برویم.

شهید ابراهیم هادی که هنوز پیکرش نیامده، یکی از همین شهدای گمنام است، به خود بنده فرمود كه اگر من شهید شدم، مرا رها کن و برو، من می‌خواهم با پنهان ماندن قبرم گمنامی خود را در راستای اولین شهید مظلوم عالم بشریت حضرت زهرا(س) قرار دهم، می‌گفت دوست دارم اسیر شوم تا آنچه را كه بر زینب کبری(س) آمده است، احساس کنم. اگر امروز او را یاد می‌کنیم، یاد بصیرت و فهم عمیقی که حضرت زهرا(س) تولید کرد ،می افتیم، او می‌خواست بگوید من را کسانی به شهادت رساندند که حکومت الهی را نفی کردند. حکومت الهی چه بود؟ زهرای اطهر(س) چه بصیرتی را دارد که شهید کبیری آن بصیرت را می سازد. ولی بدانید این شهید افضل است بر ابراهیم هادی ومحسن وزوایی و شهید موحد دانش، چرا که نايب امام زمان می‌گوید او افضل است.

حرف حقیقی و اساسی بنده در این است که افضلیت او به تولید بصیرت است چرا که حضرت زهرا(س) این خط پنهانی و شهادت طلبی را ایجاد کرد.

ما دو نوع مردم سالاری و دمکراسی امروز را می‌توانیم تعریف کنیم. در اسلام این دو نوع یکی در غدیر رخ داد و دیگری در سقیفه؛ در غدیر مردم آمدند با کسی که از سوی خداوند و رسولش به مردم برای ادامه حرکت رسالت در جایگاه ولایت معرفی شده بود، بیعت کردند. غدیر مردم سالاری و دمکراسی است، چون مردم به فردی به‌عنوان مولا و رهبر رأی می دهند كه خدا او را انتخاب كرده است.

در اینجا یک نقشی وجود دارد و آن نقش خدا و نقش رسول خدا(ص) است. ما برای اینکه بتوانیم با طاغوت و سرمایه دار زالو صفت بجنگیم، بتوانیم با تفکرات الحادی چپ‌گرا بجنگیم، نیاز به رهبری الهی داریم. مراجعه ما به این رهبر الهی، نوعی از دمکراسی است که حضرت زهرا(س) می خواهند آن را نشان بدهند، بصیرت این است که خدایا ما از آن کسی که تو او را برای مبارزه با طواغیت برای ما قرار می دهی، پيروي می کنیم.

اما دموکراسی دوم دموکراسی نخبه گرا بود، کسانی در سقیفه نشستند، گقتند ما رهبر دیکته شده‌ی الهی نمی خواهیم. کاری نداریم که خداوند تعیین کننده باشد و ما اورا بپذیریم، ما خودمان عقل‌مان می رسد، نخبگان در دوران رسول خدا(ص) دور هم جمع شدند و خلیفه‌ی اول را مشخص کردند. اما این دو تفکر یکی جایگاه تدبیر و اراده‌ی الهی را در مردم سالاری نشان می دهد و در جای دیگر، خدا کنار گذاشته می شود و نخبگان قرار می گیرند، اینجا حضرت زهرا(س) شهادتش، حرکتش، پنهان ماندن قبرش به مفهوم این است که مردم بدانید، من با کسانی که در سقیفه نشستند و مردم سالاری نخبه گرا و دموکراسی الیتیزم را مطرح کردند، مخالفم. نشانه اش چیست؟ فرمود علی جان اجازه نده اینها برسر پیکر من حاضر شوند و نماز بخوانند. نگذار حتی محل قبر من را بدانند.

این تولید بصیرت است که ما کدام دموکراسی و مردم سالاری را بپذیریم. مردم سالاری غدیر که خدا و مردم نقش دارند یا مردم سالاری و دموکراسی نخبه گرا؟ آن چیزی که حضرت زهرا (س) نشان داد، غدیر بود.

در دوران اخیر که شهید کبیری افضل شهدای انقلاب اسلامی لقب می گیرد، اینجا ما با همین دو دیدگاه روبرو هستیم. سران فتنه طرفدار دیدگاه نخبه گرایی هستند. این دیدگاه در آن روزهاي صدر اسلام جواب داد. موجب شد که خلیفه‌ی دوم کشورگشایی بسیار زیادی در آفریقا و آسیا و قفقاز و آسیای میانه داشته باشد، در همان دوران، ایران به اسلام می پیوندد. یعنی موفقیت ظاهری دارد اما هم مردم سالاری و دموکراسی نخبه گرایی در بعضی از جاهای دنیا جواب داده و موجب توسعه و پیشرفت شده، عده ای در ایران به رهبریت سران فتنه، معتقد به دموکراسی نخبه گرا هستند. در اینجا شعار اساسی این است که آیا ولی فقیه یعنی نائب امام زمان(عج) نقش دارد؟ اراده‌ی الهی نقش دارد؟

امام در پیروزی خرمشهر فرمود خدا خرمشهر را آزاد کرد. پس رزمنده ها چه کردند؟ رزمندگان اراده‌اشان در طول اراده‌ی الهی قرار گرفت و موجب کمک خداوند شد، در این صورت، پیروزی بزرگی نصیب ما شد و این یعنی نقش خدا. انسان‌های با ایمان و با تقوا، انسان‌هایی هستند که مدیریت‌شان، مدیریت الهی است، یعنی ساده زیستی در چهره‌ی آنان موج می زند. به چهره‌ی این پدر شهید نگاه کنید، اصلاً به چهره اش از لحاظ ایمان قبطه می خورید، نه از داشتن ساعت و کت و شلواری که از آمریکا سفارش داده باشند. مگر بعضی از مدیران نخبه گرای ما امروز این طور نیستند؟ وقتی راه می روند، مردم به لباس و خانه و ماشین آنها غبطه می خورند، این مدیریت باید نفی شود.

این مدیریت در شکل نخبه گرایی جایگاه دارد. بچه هایشان باید در انگلستان و امریکا درس بخوانند، قانون فقط باید برای محرومین باشد و نخبگان فوق قانون‌اند؛ این دیدگاه نخبه گرایی است. اما محصول این دیدگاه، فاصله‌ی طبقاتی، به‌هم ریختگی خانواده، اباحه‌گری، فساد و گسترش فحشا بوده است. اگر اینها پیشرفت است، ما این را نمی خواستیم و نمی خواهیم.

شهدای دوران فتنه به دهان این جریان زدند. براي این جریان، رأی مردم اهمیتی ندارد.

رسیدند خدمت مقام معظم رهبری و گفتند كه شما جلوی احمدی نژاد را بگیرید، ما هم جلوی خاتمی را می گیریم. دو نفر بیایند، ناطق نوری و حسن روحانی، هر کدام از این دو نفر از صندوق بیرون آمد، او رئیس جمهور باشد. این یعنی دیدگاه نخبه گرایی، یعنی بنشینند و به رهبری فشار بیاورند که باید یکی از این دو نفر باشند. ایشان می فرماید ما مراجعه به آرای مردم می کنیم، آن کسی که از صندوق های مردم بیرون بیاید، همان مقبول است.

طرح دوم اینها دولت وحدت ملي است، وحدت با چه کسانی؟ و حدت با عده ای که عمری ملت ما را ذیل دیدگاه نخبه گرایی در انقلاب اسلامی به عنوان این که ما را می خواهند به پیشرفت برسانند، تحقير كردند. اینها در غرب درس خواندند، زندگی هاي آنچنانی دارندو اینها بايد بیایند و ما مطیع آنها شویم.

آقای رئیس مجلس بعد از حرف آقای هاشمی رفسنجانی رفت به دنبال سی سالگی مجلس انقلاب، تمام نمایندگانی که سی سال در این مجلس بودند همه را دعوت کرد و بلندگو را داد دست ملی مذهبی هایی که دور اول و دوم در مجلس بودند. این شد وحدت، وحدت مارکسیستی، اسلامی، امپریالیستی و لیبرالی، وحدتی که آقایان می خواستند با آن رأی مردم را زیر پا بگذارند. این دیدگاه نخبه گرایی در کشور ما بود.

مرحله‌ی سوم، دولت ائتلافي را مطرح کردند که در اين دولت بتوانند افراد دیگری را در کنار احمدی نژاد بیاورند و باز از مردم رأی بگیرند و رأی ها را تجزیه کنند تا شاید نماینده‌ی خودشان از صندوق بیرون آید.

مقام معظم رهبری به هیچ کدام از این وضعیت ها تن ندادند و این فشارها را نپذیرفتند، در نماز جمعه‌ی بعد از انتخابات هم فرمودند امام باج نداد من هم باج نمی دهم. شهدای عدم باج دهی به نخبگان آمریکا محور، این شهدا بودند. شهدایی که حرکت کردند، ما به سوی آن مردم سالاری که خدا در آن نقش دارد، حرکت کنیم و در آن محور بگردیم، این شهدا بودند و امروز چیزی که تولید می کنند، بصیرت است.

جامعه‌ی ما این را درک کند که عده ای رأی مردم را هیچ می دانند. عده ای که یک روز رأی مردم با آنها بود، می گفتند امام فرموده اند میزان رأی مردم است اما امروز می گویند میزان، رأی نخبگان است. مردم باید تن بدهند به آنچه نخبگان فکر می‌کنند. اگرمردم اجرا نکردند، باید هزینه بدهند، باید شهید بدهند و هشت ماه در خیابان ها دنبال توطئه گران و وضعیت توطئه بگردند.

شبانه روز در خیابان باشند، امکانات‌شان از دست برود، مردم در طول این هشت ماه ضربه های اقتصادی بخورند، آبروی نظام اسلامی در جهان برود که 85 درصد آمدند و موجب درگیری شدند.

آقای خاتمی چرا از روزنامه نگاران دوم خردادی افراد را دستچین و از زیر قرآن رد مي‌كنيد، می‌فرستید انگلیس کار کنند؟ چرا آن آقا می رود به کشورهای عربی گدایی صد هزار یورو را می‌کند تا برای انتخابات آقای موسوی تبلیغات کند و آنها بگویند شما بیایید در مراکز استراتیژیک ما سخنرانی کنید و بگویید جزایر متعلق به ایران نیست تا ما به شما پول بدهیم؟

چرا این شهدا افضل هستند، برای اینکه فقط با جریان نخبه گرایی دوران صدر اسلام نجنگیدند، با کسانی جنگیدند که برای رسیدن به قدرت آماده بودند، حیثیت کشور را بفروشند.

جنگ ما در این هشت ماه، جنگی بود که عده ای آمدند به اندیشه و تفکر اسلامی ما و ولایت فقیه حمله کردند. آنها می خواستند آن نماینده محوری را که اندیشه و تفکر جامعه را با تفکر قرآنی و اسلامی پیوند، می‌زد، از بین ببرند. در دوران دفاع مقدس چه زمانی ما این مشکل را داشتیم؟ کی ما با منافقین روبرو بودیم که در اندام و چهره مدافع به اصطلاح خط امام در بیایند و به جای عدالت خواهی، سرمایه محوری را جایگزین کنند، به جای مبارزه با استکبار، رفاقت با استکبار را انتخاب کنند، به جای ساده زیستی، زندگی و منش مدیریت غربی را حاکم کنند. هر یک از اینها برای یک شهید کافی است که افضل شهدا قرار بگیرد.

سیدالشهداء(ع) وقتی دید عقول تحت تأثیر فشار دشمن قرار دارد، وقتی که دید اندیشه و تفکر جای خودش را به خشم و غضب، یا دریافت منابع و پول و جایگاه داده است، در چنین جایی از حرکت همسر، خانواده، افراد نزدیک خود سود برد تا بتواند احساسات را در استخدام عقول قرار دهد تا به آنها نشان دهد که حرکت انقلاب اسلامی چیست.

وقتی اندیشه و تفکر ما در جنگ مورد حمله قرار می گیرد، فقط خون شهدا می تواند موجب بازگشت عقول ما به دین قرار گیرد. تشعشع خون شهداست که می تواند آلام دردها را از چهره بزداید و غبار فتنه را از اندیشه‌ی ما بر گیرد.

مقام معظم رهبری فرمودند فتنه یعنی به‌هم پیچیدن حق و باطل و چیزی که می تواند غبار فتنه را بزداید، بصیرت است. شهید ما افضل است چرا که شهید ایام بصیرت سازی است، این افتخار ماست که به همراه او و در مسیر او قرار گیریم.

بعضی می گویند چرا سران فتنه محاکمه نمی شوند، برای اینکه بصیرت ملی می تواند علیه هر یک از اینها صورت جلسه‌ی محاکمه بنویسد. آن چیزی که در 14 خرداد اتفاق افتاد، صورت جلسه ای بود که دو و نیم میلیون نفر عليه خائنین به راه امام(ره) نوشتند. همان موقعی که سید حسین خمینی در یک سخنرانی در مشهد اسلحه کشید امام فرمودند که اگر مقاومت کرد او را با تیر بزنید، مشی امام این است که اگر پسر نوح هم با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد.

مردم در روز 14 خرداد دو عکس دیدند، یکی این بود که سید حسن مصطفوی در یک مجلس عروسی که سران فتنه همراه با افراد کراواتی به دور هم نشسته اند. وقتی دیدند که پیش نماز ایستاده و يوسف صانعی هم پشت سر او نماز می خواند مردم فهمیدند که امروز بیت امام را می خواهند مقابل بیت رهبری نگه دارند، اینجا بود که صورت جلسه‌ی محاکمه‌ی این افراد در همان جا در صحن مرحوم آقا سید مصطفی خمینی نوشته شد، این تولید و تداوم بصیرت است.

اگر بصیرت وجود داشته باشد، رهبران فتنه در هر جایی که حاضر شوند مانند کروبی که بر سر مزار شهدای انقلاب حاضر شد و مردم او را با شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه بيرون کردند، با آن‌ها برخورد مي‌شود. این کیفر خواست مردم علیه کسانی است که فکر می کنند که در جامعه بصیرت وجود ندارد.

 

منبع :  http://www.rajanews.com/
 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 12:10  توسط مهدی  | 

خبرگزاري فارس: مادر شهيد حسين غلام كبيري مي‌گويد: باور كنيد آن شب اگر مي‌دانستم كه فرزندم كجا مي‌رود و نتيجه‌اش چه خواهد شد من هم پا به پاي او براي دفاع از اسلام مي‌رفتم.


به گزارش خبرگزاري فارس، با نزديك شدن سالگرد انتخابات روزهاي تلخ و شيرين آن براي ملت تداعي مي‌شود از جمله شيريني‌ها حضور 85 درصدي مردم در پاي صندوق‌هاي راي و آزموده شدن برخي خواص در فتنه‌اي دشمنان انقلاب اسلامي و از جمله تلخي‌ها از دست‌دادن چندين جوان اين مرز بوم بدست فتنه‌‌گران كه البته شهادت هديه‌ خداوند به آنها بود.
شهيد حسين غلام كبيري 18 ساله از جمله اين جوان‌هاي بود كه در 24 خرداد ماه 88 توسط اغتشاشگران مجروح شده و روز بعد به درجه رفيع شهات نائل آمد.
در اين باره پيش از اين محمدجواد صادقي فرمانده پايگاهي كه وي در آن حضور داشته،گفته بود حسين غلام كبيري از نيروهاي گردان عاشورا و جانشين عمليات پايگاه مقاومت حجتيه حوزه 355 نيروي مقاومت شهرري بود كه حضور فعالي در بسيج داشت. طي اغتشاشات اخير، وي از نيروهاي آماده‌باش و داوطلب در ايجاد آرامش بود كه 3 روز قبل از شهادت، حكم مأموريت از طرف فرمانده ناحيه مقاومت بسيج دريافت كرده بود و ساعت 12 شب 25 خرداد با اعلام اغتشاش در اطراف سعادت‌آباد، به همراه فرمانده گردان عاشورا و نيروي بسيج اكيپ موتور ‌سوار به سمت سعادت‌آباد رفتند، گروه شهيد كبيري و 4 نفر از دوستانش كنار جاده با موتور ايستاده بودند كه پرايد مشكي رنگ با وارد كردن ضربه سختي به شهيد كبيري متواري شد؛ با ضربه سختي كه به شهيد كبيري وارد شد، وي از ناحيه شكم و دو پا مجروح و همچنين دچار خونريزي داخلي شد و ساعت 2:30 دقيقه بامداد وي را به بيمارستان شهيد مدرس انتقال دادند شهيد كبيري بر اثر خونريزي داخلي به كما رفته و ساعت 3 بعدازظهر در بيمارستان شهيد مدرس به شهادت ‌رسيد و 4 نفر از دوستان وي كه ضربه به ناحيه كمر و صورت آنها اصابت كرده بود، در بيمارستان تحت درمان قرار گرفتند؛ با پيگيري پليس امنيت مشخص شد كه اين پرايد در چند نقطه ديگر نيز اين كار را انجام داده و متواري شده است.
فرمانده پايگاه بسيج حجتيه شهر ري در خصوص نحوه حضور شهيد‌ كبيري در پايگاه بسيج مي‌گويد: از دوران نوجواني در حقيقت از 4 سال گذشته در پايگاه حجتيه شهرري، فعاليت خود را به صورت جدي آغاز كرد، او روحيه امر به معروف فوق‌العاده‌اي داشت و از نيروهاي متعهد به انقلاب و اسلام بود كه در يادواره شهدا به عنوان نخستين داوطلب شركت مي‌كرد؛ حتي هنگام اعزام به ميدان سعادت‌آباد نخستين داوطلبي بود كه شجاعانه خود را آماده دفاع از دستاوردهاي انقلاب و اسلام كرد.
مادر شهيد با خوشحالي خطاب به قاتلان پسرش مي‌گويد كه ابر قدرت‌ها بدانند پشتيبان نظام و رهبري هستيم و اشك چشمانش آرام‌تر مي‌گويد: باور كنيد آن شب اگر مي‌دانستم كه فرزندم كجا مي‌رود و نتيجه‌اش چه خواهد شد من هم پا به پاي او براي دفاع از اسلام مي‌رفتم.
پدر شهيد كبيري نيز با بيان اينكه ساعت چهار صبح از مجروحيت فرزندش مطلع شده و سراسيمه خود را به بيمارستان رسانده است، مي‌گويد: «حسين را روي تخت ديدم، او دست مرا گرفت و مي‌خواست من را در آغوش بگيرد اما نتوانست. مسئولان بخش icu زماني كه متوجه وضع نامساعد فرزندم شدند من را از اتاق بيرون كردند، پزشك معالجش بيرون از اتاق به من گفت اگر خونريزي داخلي حسين بند بيايد، ما او را عصر براي عمل پايش به اتاق عمل مي‌بريم.تصميم گرفتيم به منزل برگرديم، در راه منزل بوديم كه دخترم تماس گرفت و گفت چرا رفتيد، با اين تماس دلم شكت و فهميدم كه حسين شهيد شده است.»
امروز در حالي يك‌سال از شهات شهيد كبيري مي‌گذرد كه هنرمندان ما حتي يك كليپ چند دقيقه‌اي برايش نساختند اما پروژه ندا آقا سلطان با 17هزار كليب رنگارنگ همراه بوده است.

منبع : http://www.farsnews.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 17:12  توسط مهدی  | 

به گزارش شبکه ایران، سران فتنه در جدیدترین نشست خود تصمیم گرفته‌اند که با توجه به عدم استقبال هوادارانشان و قطعیت یافتن پاسخ منفی طیف های مرتبط با ایشان به فراخوان حضور در مراسم 22 خرداد، خود راسا نسبت به لغو این راهپیمایی اقدام کنند.

این تصمیم در جلسه‌ای با حضور مهدی کروبی، موسوی، حسین کروبی و شکوری‌راد اتخاذ شده است.

آنها برای پیش دستی از این رسوایی جدید و علنی شدن دوباره فقدان جایگاه مردمی ایشان، بنا گذاشته‌اند که پس از تعیین ضرب الاجلی به استانداری تهران و وزارت کشور برای صدور مجوز راهپیمایی، روز پنجشنبه با بهانه قراردادن صادر نشدن مجوز، در اطلاعیه‌ای لغو این مراسم را اعلام کنند.

آنها تصمیم دارند که در اطلاعیه خود ادعا کنند، نگران برخورد نیروهای حکومتی با شرکت کنندگان در راهپیمایی میلیونی هوادارن خود هستند!

حضور باشکوه و اعلام موضع قاطع اکثریت میلیونی مردم در سالگرد رحلت حضرت امام(ره)، سران فتنه را به اتخاذ این موضع وادار کرده است.

این درحالی است که آحاد مردم در حماسه روز 9 دی ماه و 22 بهمن سال گذشته نیز، پیام شفافی به فتنه گران داده بودند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 1:55  توسط مهدی  | 

خبرگزاري فارس: عزاداران ميليوني حضرت امام خميني در بيست‌ويكمين سالگرد رحلت بنيانگذار جمهوري اسلامي با سر دادن شعارهاي ممتد و پياپي نارضايتي خود را از عملكرد مسئولان حرم و دفتر امام و مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام در دوران فتنه اخير بيان كرده و مانع ادامه سخنراني حجت‌الاسلام سيدحسن خميني شدند. ابراز برائت عزاداران حضرت امام از كساني كه طي ماههاي پرحادثه گذشته يا با مشاركت در آن و يا با سكوت و عدم انجام وظيفه در قبال ان به انقلاب اسلامي و نظام برآمده از آن كه ميراث اعظم حضرت امام است، ستم كرده‌اند، كاملاً قابل پيش‌بيني بود از اين رو شعارهاي يكپارچه و مداوم مردم عليه سران فتنه و شعارهايي كه انعكاس‌دهنده گلايه آنان از بعضي اعضاي بيت حضرت امام از جمله حجت‌الاسلام سيدحسن خميني بود، طبيعي بود و از متن توده‌ها برمي‌خاست كه البته مشت نمونه خروار است. مشابه اين شعارها را مي‌توان در هر جمع مذهبي و عاشق حضرت امام خميني در هر شهر و كوي و برزن مشاهده كرد. عدم جرأت سران فتنه براي حضور در ميان مجامع مردمي و محدود بودن حضور آنان در جمع‌هاي دست‌چين و مديريت شده هم از همين احساس حكايت مي‌كند. كما اينكه تعطيل شدن بعضي از جلسات سنواتي و سنتي حسينيه جماران و حرم حضرت امام هم از همين نگراني حكايت مي‌كنند. متوليان اين دو مكان مقدس به خوبي مي‌دانند كه قادر به پاسخ دادن به سؤالات فراواني مرم درباره عملكرد يك ساله خود نيستند. با توجه به احساس شديد نارضايتي مردم از متوليان حرم، حسينيه و مؤسسه نشر آثار حضرت امام گمان مي‌رفت حجت‌الاسلام سيدحسن خميني قبل از روز سالگرد رحلت امام براي تلطيف فضا و جلب خشنودي عشاق حضرت امام كاري مي‌كرد. او به خوبي مي‌دانست كه چندين ميليون نفر از ميليون‌ها عاشق امام در روز 14 خرداد در حرم معشوق ‌خود گردهم مي‌آيند. مواجهه سيدحسن با اين جمع بدون تدارك قبلي منطقي و ميسر نبود. ولي متأسفانه ايشان نه فقط گامي براي رفع نگراني پيروان دلباخته روح‌الله انجام نداد، بلكه با حضور در جلسه‌ اخير سران فتنه‌ كه به بهانه مراسم ازدواج فرزند دبيركل حزب نامشروع مشاركت تشكيل شده بود به آتش خشم و نارضايتي فرزندان معنوي امام دامن زد و عزم آنان را براي بيان صريح نظراتشان جزم‌تر كرد. شعار كنايي «نواده روح‌الله، سيدحسن نصرالله» پاسخ روشن و محترمانه مردم به اين اقدامات نامقبول سيدحسن و ياسر خميني بود. شعارهاي مبتني بر ابراز نارضايتي مردم در حرم و مكان‌هاي اطراف آن كاملاً فراگير بود و اين خود از خودجوش بودن آن حكايت مي‌كرد و جالب اين است كه وقتي سيدحسن خميني اين شعارها را به «گروهي اندك» نسبت داد و گفت كه مردم در بيرون حرم مايل به شنيدن سخنان او هستند، آهنگ صداي مردمي كه در بيرون حرم و در زير آفتاب داغ بودند شديدتر شد و بر صداي كساني كه داخل صحن اصلي شعار مي‌دادند، غلبه كرد. متأسفانه سيدحسن خميني كه از ابتدا بريده بريده و نامنسجم‌ سخن مي‌گفت و هراس او از جمعيت كاملاً مشهود بود، به مردم عاشق حضرت امام روي خوش نشان نداد و حال آنكه اگر او ابتدا با يك جمله‌اي كه حاكي از عذرخواهي او از عشاق حضرت امام بود، شروع مي‌كرد، عزاداران روح‌الله كريمانه از كنار خطاهاي فراوان او و ساير اعضاي حرم و مؤسسه و دفتر مي‌گذشتند و به او اجازه مي‌دادند سخنان خود را در فضايي آرام ادامه دهد. متأسفانه سيدحسن بدترين راه را در اين مواجهه انتخاب كرد.او به جاي آنكه اجازه دهد مردم عقايد خود را آزادانه‌تر ابراز كنند و سپس سخنان خود را شروع كند، هيچ اعتنايي به سخنان عشاق حضرت امام نكرد و مثل كسي كه حرفشان را نمي‌شنود درصدد بود مانع ابراز نظرات مردم شود. او در عين حال به كنايه شعاردهندگان را «گروهي خاص» معرفي كرد و حال آنكه خود او بهتر از هر كسي مي‌داند كه هر فرد از چند ميليون نفري كه در حرم امام مجتمع شده و در آنچه ابراز مي‌شد، همصدا و در هر آنچه كه آنان را به طرح اين شعارها كشانده بود، هم‌داستان بودند، از هر شهري، روستايي، كويي و برزني آمده‌اند و اساساً امكان سازمان دادن به چنين جمعيتي وجود ندارد. گرمي شعارهايي كه مداوم داده مي‌شد و اشك و آهي كه در ضمير هر شعاردهنده وجود داشت، بايد سيدحسن خميني را متوجه اصالت و غناي شعارها مي‌كرد كه متأسفانه نكرد. سيدحسن خميني و بعضي از اعضاي ديگر خانواده محترم حجت‌الاسلام والمسلمين سيداحمد خميني برخلاف وصيت فرزند مظلوم حضرت امام به مرور به راهي كشيده شدند كه در عمل با سران فتنه يكي ديده شدند. وقتي فتنه اخير به پا شد، توقع همه اين بود كه سيدحسن خميني و ساير برادران و... در خط مقدم مقابله با فتنه‌گران باشند و بيشتر از همه در كنار نظام بايستند. چرا كه در اين فتنه بيش از هر چيز ميراث اعظم حضرت امام خميني كه نظام جمهوري اسلامي است، مورد هجمه سريع قرار گرفته بود و سران فتنه در همپالكي با جاسوسان آمريكايي و سران دولت‌هاي غربي و بعضي از دولت‌هاي مرتجع عرب منطقه كه همه از دشمنان نشان‌دار و پرماجراي حضرت امام بوده و هستند، راه انهدام نظام را برگزيدند و تاكنون نيز بر مسير باطل خود هستند. هرچند ديگر براي آنان اميدي و پشم و پيله‌اي باقي نمانده و هم خود و هم ديگران مي‌دانند كه «دست‌هاي آسمان‌كوب قوي وا شدند و گونه‌‌گون رسوا شدند» اما در اين ميان سيدحسن نه تنها به مقابله با فتنه‌گران نرفت و در كنار «ولي امر مسلمين» كه پدرش به‌طور اكيد به آن تأكيد كرده بود، قرار نگرفت بلكه در عمل به كمك فتنه‌گران رفت و با شرمندگي تمام در شكستي كه خداوند براي امثال كروبي، موسوي، خاتمي، نهضت آزادي، ملي‌ مذهبي‌ها، مراكز جاسوسي دشمن و بالاخره همه دشمنان امام رقم زد، سهيم شدند. كساني كه امروز انگ خيانت و شكست را بر پيشاني دارند و عشاق امام دردمندانه و با فرياد پياپي اصلاح آن را از سيدحسن مي‌خواستند، آيا سيدحسن خميني در خلوت خود به آنچه در روز 14 خرداد امسال شنيد و البته سعي مي‌كرد اين فريادها را ساكت كند، خواهد انديشيد؟ آيا به او اجازه خواهند داد كه به آنچه شنيده و از يك خسران عظيم كه از دست دادن حمايت عشاق امام است حكايت مي‌كرد، بينديشد. اميدواريم چنين شود ولي مـتأسفانه بايد گفت كمي اين آرزو، بعيد مي‌نمايد. احتمال اينكه او اين جمعيت ميليوني مردم را يك برنامه‌ريزي به حساب آورد و آنان را با عرض معذرت مزدوراني بداند كه اجير شده‌اند بيشتر است. او پيش از اين هم حاضر نشد اهانت صريح عده‌اي فتنه‌گر از خدا بي‌خبر به تصوير مبارك حضرت امام خميني در روز 16 آذر 88 را محكوم كند و شنيده شد كه او اين را يك برنامه از قبل تعيين شده از سوي نيروهاي انقلاب و هواداران حضرت امام خوانده بود! او اهانت به ساحت مقدس و مظلوم حضرت ابي‌عبدالله الحسين (ع) را نيز محكوم نكرد و آن را هم به نيروهاي انقلاب نسبت داده بود! و وا اسفا از اين همه انحراف و خامي! شعارهاي اصلاح‌طلبانه واقعي مردم در روز 14 خرداد، سيدحسن را به اصلاح واقعي و صريح انحرافات فراخوانده است. آيا در او و بعضي ديگر از اطرافيان او اين سعادت وجود دارد؟ اميد است ما شاهد بازگشت باشيم نه سرعت بيشتر در ميسر انحراف. مردم بيت و هر آنچه كه نام امام با آن ديده مي‌شود را عميقاً دوست دارند و به آن عشق مي‌ورزند و خشت خشت منزل امام را با فداي جان خود حفظ مي‌كنند چه رسد به فرزندان نسبي حضرت امام، ولي اين همه را مردم زماني از امام مي‌دانند كه با آنان امام ديده شود. مردم قبل از شناختن سيدحسن و سيد ياسر و... حضرت امام روح‌الله الموسوي الخميني را شناخته‌اند و تنها زماني كه از سيدحسن و... رنگ و بوي امام را ببينند آن را با جان حفظ كرده و گرامي مي‌دارند اما اگر ابدان منتسب به امام رنگ و بوي مخالفان امام ببينند، طبعاً ارادتي به جسمي كه به امام ارادت ندارد، نخواهند داشت. با پوزش فراوان و ناراحتي زياد بايد گفت متأسفانه امروز سيدحسن خميني خواسته يا ناخواسته در چنبره مخالفان امام گرفتار آمده است و بايد او را از اين حلقه مخالف امام خلاص كرد. سيدحسن متعلق به امامي است كه حفظ نظام جمهوري اسلامي را اوجب واجبات و نه از اوجب واجبات مي‌دانست. سيدحسن متعلق به امامي است كه مي‌فرمود من با احدي عقد اخوت نبسته‌ام و نظر مثبت من به افراد تا زماني است كه در خط مستقيم اسلام باشند، سيدحسن فرزند محترم امامي است كه دل پركينه‌اي از ليبرال‌ها و منافقين داشت و مي‌فرمود تا من زنده هستم اجازه نخواهم داد ليبرال‌ها و منافقين اسلام اين مردم بي‌پناه را تباه كنند. سيدحسن فرزند‌زاده امامي است كه براي رأي مردم ارزش قائل بود و آن را ميزان مي‌دانست. سيدحسن فرزند محترم امامي است كه يك تار موي كوخ‌نشينان را با همه كاخ‌نشينان معاوضه نمي‌كرد، سيدحسن فرزند محترم امامي است كه عزم خود را براي ريشه‌‌كن كردن اسرائيل غاصب جزم كرده بود، سيدحسن فرزند محترم امامي است كه مي‌فرمود ما آمريكا را زير پا مي‌گذاريم و نيز مي‌فرمود ما پرچم اسلام را بر قلل رفيع دنيا به احتزاز درخواهيم آورد و... خوب حالا سيدحسن با اين همه رسالت عظيم بايد در خط مقدم مقابله با فتنه‌گراني باشد كه پس از انتخابات آبروي نظام را به تاراج گذاشتند و تا پاي انحلال نظام پيش رفتند و وقتي در اهداف شيطاني خود ناكام شدند فراخوان وحدت دادند كه منظورشان تجديدقوا براي تهاجمي تازه عليه نظام و امام بود و البته نتوانستند كسي را فريب دهند. مردم به درستي و از سر خيرخواهي از سيدحسن مي‌خواهند به راه روشن حضرت امام خميني و سيره با صفاي پدر بزرگوارش مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمين سيداحمد خميني (ره) باز گردد و اين خواسته خود خواهانه‌اي نيست. سيدحسن بايد فرزند امام باقي بماند. منبع : http://www.farsnews.com/
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 3:39  توسط مهدی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 2:51  توسط مهدی  | 

حتما ببینید!

3،9 مگابایت

دانلود کلیپ تصویری

مستقیم یا غیرمستقیم

 

 

منبع : http://mobarezclip.com

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 2:44  توسط مهدی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 3:29  توسط مهدی  | 

… آری، ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته. ممد نبودی ببینی شهر که آزاد گشته هیچ، فضای سایبر هم آزاد گشته. ممد نبودی ببینی ۲۵۰۰ ماهواره جاسوسی دشمن حریف این ماه پاره ما نشد. ممد نبودی ببینی که شیخ حتی از آرای باطله هم شکست خورد. ممد نبودی ببینی خاتمی رفت با جرج سوروس مذاکره کرد و مهندس شد عامل کودتا علیه خون سرخ تو اما آمریکا هیچ غلطی نتوانست بکند. ممد نبودی ببینی دو دست بریده عباس را که از آستین خامنه ای بیرون آمد. ممد نبودی ببینی در شب سوم خرداد ستاره های حضرت ماه حماسه آفریدند. ممد نبودی ببینی این پلاکارد را “قطعه ۲۶، جمعیت عشق میلیون نفر”. ممد نبودی ببینی که عوض شد نام خانوادگی پسر نوح و عوضی از آب درآمد آقازاده فراری. ممد نبودی ببینی در این ۸ ماه ما چقدر آه کشیدیم. ممد نبودی ببینی آشوب عاشورا را اما این مهم نیست، نبودی ببینی که با بیرق عباس چه حماسه ای که در “۹ دی” نیافردیم. ممد نبودی ببینی که نسل من ساندیس نظام را خورد و نی اش را فرو کرد در چشم دشمن اما خواص بی بصیرت چشم درد گرفتند. ممد نبودی ببینی و الا یک دل سیر می خندیدی به “شما که عرض کنم من کلا چقدر وقت دارم”. ممد نبودی ببینی جنگ ما را در مرز نامرئی. نبودی ببینی ما اهل موسسه تنظیم نبودیم، امام تنها بماند. ممد نبودی ببینی ما اهل گوگل نبودیم خامنه ای. دات. آی. آر تنها بماند.

***

نه، ممد بود و اینهمه را دید. ممد زنده بود. ممد زنده است. من و شاعر و شما همگی اشتباه کردیم. “ممد جهان آرا” زنده است. مرده “ممد تمدن” است. مرده واقعی شیخ است که می ترسد تعرض کند به او مرده شور در غسالخانه. نه ممد! تو بودی دیدی که ما ستاره ها، پاره تن ماه بودیم. بیا ممد. بس است دیگر غیبت. رجعت کن. ما می خواهیم با تو ممد، بگردیم دور ماه و پیدا کنیم خورشید را. ممد! تو با آفتاب خواهی آمد و طلوع خواهی کرد دوباره بر “قطعه ۲۶″. راستی ممد! سلام مرا و این خیل دوستانم را به بابا اکبر برسان. خوب جوهری ساخت از خونش در قلم من. ممد! این جمله که می نویسم قطره ای از خون سرخ بابا اکبر است: “اینجا قطعه ای از بهشت است، نه با قلم که با خون باید نوشت”. فقط به عشق بچه بسیجی های بیشمار باید نوشت که غرقه در خون است ما را سرنوشت.

***

منبع : http://ghadiany.com

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 0:24  توسط مهدی  | 

یادتونه روشنفکرترین زن ایران ( رهنورد ) تو فیلم تبلیغاتی موسوی با این زن هرزه با هم چه جوری حرف

می زدن ؟ اینها با اسلام و نظام مشکل دارند انتخابات بهانه است .

کشف حجاب فاطمه معتمد آریا در جشنواره کن

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 0:2  توسط مهدی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 4:33  توسط مهدی  | 

شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) به

 

محضر امام زمان ( عج ) و رهبر معظم

 

انقلاب و تمام شیعیان جهان تسلیت باد .

 

شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها

آییـنــه‌ام شکسـتــه مــن از او شکسـته‌تر

 

او خستــه زمـــانه و مــن نیـز خسته‌تر

 

بغضی نشستـه در وسط سینــه مـن و ...

 

بغضی درون سینــه زهـــرا شکستـه‌تر

 

این روزهــا نفــس زدنــش با شمــاره است

 

امــا نفـس نفــس زدن مـن گسسـته‌تر

 

دست علی که بسته شود بسته می‌شود

 

دست زمــیـــن و پـای زمـان نیز بسته‌تر

 

از ایــن بــه بعـــد خــانه من فـاطمیه است

 

پیــدا نـمی‌کنیــد مـکــانــی خجــسته‌تر

 

از لطــف فـاطـمـه است اگر هیئتی شدید!

 

در حلقه‌های سینه زنی دسته دسته تر

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 2:58  توسط مهدی  | 

اين بازي با نهايت سادگي سر و صداي بسياري كرده است باور نمي كنيد يك جستجو در گوگل بزنيد.

در این بازی باید با استفاده از سلاح بصیرت فتنه گران را نابود کنید :

 

دانلود مستقیم بازی (حجم : ۲/۴ مگابایت) :   سرور ۱   یا   سرور 2

(راهنمای بازی : کلید f1 )

بعد از گزارش خبرگزاری ایرنا مبنی بر توزیع این بازی به صورت سی دی در چند شهرستان ، این خبر در خیلی از سایتها قرار گرفت اما نکته جالب توجه این بود که سایت های ضد انقلابی مانند جرس و بالاترین به گونه ای اقدام به درج این خبر کردند که تهیه و توزیع این بازی را کار دولت یا حکومت تداعی می کرد.

کلا اخبار این سایتها به گونه ایست که مثلا وقتی چند نفر از حامیان خود در یک جا جمع می شوند آن را یک تظاهرات مردمی با جمعیت بسیار بالا می دانند ولی تظاهرات میلیونی ملت ایران را یک تظاهرات حکومتی و دولتی قلمداد می کنند و سعی در سانسور آن دارند.

رادیو فردا هم در گزارشی مضحک ساخت این بازی را معنا و مفهومی بيش از طراحی يک بازی کامپيوتری ساده دانست و از قول یک استاد روانشناسی اعلام کرد : طراحان اين بازی خاص همان کسانی هستند که افزايش خشونت در جامعه را دنبال می کنند !!

من نمی دانم توزیع این بازی کار چه کسانی بوده اما مطمئنم یک اقدام کاملا مردمی بوده (به قول این سایتها لباس شخصی ها ، چون این رسانه ها عادت دارند به مردم لباس شخصی بگویند ، دروغ هم نمی گویند بالاخره مردم لباسشون شخصیه دیگه ! )

نکته دیگر هم اینکه وقتی طراحی و توزیع یک بازی خیلی ساده که درست کردنش یکی دو ساعت بیشتر طول نکشیده این همه بازتاب دارد٬ نشان دهنده این مطلب است که چقدر در این زمینه ها کم کاری صورت گرفته است.

با تشكر از دوتان خوبم  نفوذي  و  نقدنيوز

 

منبع : http://nofuzi.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 9:50  توسط مهدی  | 

 
یارگیری موسوی از بمبگذاران اعدامی پژاک و شیراز

اعدام پنج نفر از اعضای گروهک های بمب گذار در روزهای گذشته بهانه ای شد تا میرحسین موسوی که پس از 22 بهمن سال گذشته عملا همچون گذشته قبل از انتخاباتش از صحنه سیاست ایران حذف شده بود، در موضعگیری دوپهلویی سعی در یارگیری از این بمب گذاران کند و جایگاه خود را از یک شخصیت سیاسی ضد نظام به یک شخصیت سیاسی ضد مردم ایران تغییر دهد.

به گزارش رجانیوز، موسوی در موضع گیری خود با اشاره به اعدام این بمبگذاران، این اعدام ها را با " حواشی تردیدبرانگیز" همراه دانسته و قوه قضاییه را به علت صدور احکام اعدام برای این بمب گذاران به بی عدالتی متهم کرده است.

این در حالی است که سوابق و اتهامات این افراد که موسوی تلاش کرده است آنها را نیز به یاران خود پیوند دهد قابل توجه است. "شیرین علم هولی آتشگاه " یکی از این متهمان در خرداد سال ۱۳۸۷ پس از کارگذاشتن یک بمب زیر خودرویی در پارکینگ قرارگاه سپاه در غرب تهران و انفجار آن دستگیر شده است. مهدی اسلامیان یکی دیگر از این متهمین از عوامل بمب گذار در حسینیه سیدالشهدای شیراز بوده است که به این اتهام به اعدام محکوم شده است. پیش از این دو نفر به نام های روزبه یحیی زاده و علی اصغرپشته به اتهام انفجار در حسینیه شهدای شیراز اعدام شده بودند. فرزاد کمانگر و فرهاد وکیلی نیز به اتهام همکاری با گروهک پژاک و اقدام به بمب گذاری در ساختمان های فرمانداری و اداره بازرگانی کرمانشاه در اردیبهشت سال ۱۳۸۵ دستگیر و محاکمه شده بودند و علی حیدریان یکی دیگر از اعضای این گروه بمبگذار در تهران دستگیر و به اتهام همکاری با بمبگذاران پژاک محاکمه شده است.

اما با نگاهی به مواضع موسوی در حمایت از هتاکان روز عاشورا که موجب برانگیخته شدن خشم مردم ایران شد و همچنین اعتراض به اعدام دوتن دیگر از عامل بمبگذاری در حسینیه رهپویان وصال شیراز، حمایت ضمنی وی از اعضای گروهک پژاک که مردم غرب کشور به دلیل اقدامات ضد امنتیتی آنها همواره در اضطراب به سر می برند و دیگر بمبگذار شیراز، چندان تعجب برانگیز نبود.

به نظر می رسد ریزش شدید بدنه اجتماعی سبب شده است تا موسوی برای یارگیری به گروه‌های از رده خارجی همچون ملی مذهبی ها و نهضت آزادی و همچنین بمبگذارانی چون پژاک و انجمن پادشاهی ایران و اعضای اعدامی آنها متوسل شود.

در این شرایط و با وجود موضع گیری و حمایت های موسوی از بمبگذاران در کنار حمایت مسعودرجوی از موسوی و اقداماتش، تعلل قوه قضاییه در برخورد با سران فتنه که از اعلام علنی حضور خود در صف دشمنان ملت ایران ابایی ندارند، موجب شگفتی مردم ایران شده است.

 

منبع : http://www.rajanews.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 12:4  توسط مهدی  | 

به گزارش خبرنگار "سحم من نیوز" ، لیست کتب های خریداری شده توسط شیخ اصلاحات بشرح زیر است :

قصه های "من و نن جون"
چگونه مردان جمهوری اسلامی حریف آرای باطله نشدند ؟
سفر خوش؛ آقای صدام
دلبرکان غمگین من ؛ در کهریزک *
معمای حاکمیت قانون در جمهوری اسلامی **
قلعه های ی پرتغالی ، عبای شکلاتی
مناظره با دانشمندان
رویاهای نن جونم (dreams from my nanjon)
جسارت و وقاحت
دیوان ایرج میرزا
صد سال تن هایی
پدر نا خوانده
اطلس گیتارشناسی
صرف میر
نحو میر
هدایته فی النحو
خودآموز جامع المقدمات
المنجد الطلاب
آواره و سایه اش
اصول روانپزشکی کاپلان ***
آیا تو آن گم و گور شده ام هستی ؟
خودآموز ریلکسیشن و تن آسایی
خداحافظ رومن گاری چی ****

____________
* نظارت استصوابی در اداره کتاب تا به کی ؟ اسم اصلی کتاب ؛ روسپیان سودازده من در کهریزک هست .
** نوشته عباس عبدی
*** رفرنس متخصصین اعصاب و روان
**** اثر گری کوپر (!!!!)

منبع : http://www.rajanews.com

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 0:54  توسط مهدی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 0:33  توسط مهدی  | 

ديدارهاي نوروزي ميرحسين موسوي و همسرش زهرا رهنورد و همچنين مهدي كروبي و افرادي همچون مصطفي تاج‌زاده با خانواده شيوا نظرآهاري در حالي است كه سوابق گروهكي و ارتباطات گسترده وي با منافقين به اطلاع سران فتنه رسيده بود.

به گزارش رجانيوز، شیوا نظر آهاری 26 ساله است و در سال 1382 همکاری خود را با گزارشگران حقوق بشر آغاز كرد و با افرادی همچون حسن اردشیر زارع زاده و سعید کلانکی آشنا شد.

نظرآهاري در ادامه فعاليت‌هاي خود با عناصر فعال پوششی گروهک منافقین ارتباط برقرار می کند و از طریق ایمیل، اخبار و اطلاعات داخل کشور را برای بهره برداری گروهک منافقین ارسال می کند. وي با هدایت گروهک منافقین در سال 1382 اقدام به تأسیس انجمن زنان تارا و همچنین جبهه متحد دانشجویی كرد.



وي همچنين از سال 1384 به ارتباطات خود به صورت مستقیم با سر پل گروهک منافقین ارتباط داشته است.

براساس اين گزارش، فعالیت های وی در این کمیته به شرح زير است:

1- ارتباط گیری با سرپل گروهک منافقین از طریق تلفن و اینترنت و جمع آوری اخبار و اطلاعات از زندانیان و ارتباط گیری با خانواده های آنان و ارسال برای گروهک منافقین.

2- ارتباط با رسانه های خارجی از سال 83 تا قبل از دستگیری و شانتاژ علیه جمهوری اسلامی ایران با انتشار اخبار کذب

3- جمع آوری اطلاعات متهمین نفاق از داخل زندان و ارسال به سایت‌های خارجی و سرپل های گروهک

4- جمع آوری اطلاعات از معدومین گروهک تروریستی نفاق از جمله اعضای تیم های تروریستی این گروهک، و ارسال به سایت‌های خارجی و گروهک منافقین به منظور محکوم کردن نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران

5- عضو هیأت مؤسس، دبیر سابق و سخنگوی فعلی کمیته گزارشگران به اصطلاح حقوق بشر و دفاع از زندانیان سیاسی.

6- حضور در تجمعات غیرقانونی و اغتشاشات اخیر در تهران در تاریخ 23/4/88، 13/7/88، 16/9/88 و ارسال اخبار متعدد به گروهک منافقین و رسانه های خارجی

7- تشویق و ترغیب دانشجویان و جوانان جهت حضور در تجمعات و اغتشاشات تهران

8- تهیه لیست اسامی کشته شدگان از اول انقلاب تاکنون برای گروهک منافقین و شانتاژ علیه جمهوری اسلامی ایران

9- اخذ وکیل برای زندانیان با رهنمود نفاق و تخلیه وکلای مزبور در راستای دستیابی به اطلاعات درون پرونده قضایی متهمین و ارسال برای منافقین و سوخت و سوز روش های اطلاعاتی



نظرآهاري که چندین بار دستگیر و با اخذ تعهد و رأفت اسلامی آزاده شده بود نهایتاً و با عنایت به مستندات فراوانی مبتنی بر ارتباط با گروهک بازداشت شد.

وضعیت نظرآهاري و اسناد انکارناپذیر ارتباط وی با گروهک نفاق در رسانه های جمعی اعلام شده است و با اين حال، موسوي و كروبي در منزل وي حاضر شده اند.

موسوي و كروبي همچنين سال گذشته پس از اعدام دو تن از متهمان انجمن پادشاهي كه در بمب‌گذاري فروردين 87 حسينيه كانون رهپويان وصال نقش مستقيم داشتند، نسبت به اين اقدام اعتراض كردند.

 

 

منبع : http://www.rajanews.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 0:13  توسط مهدی  | 

راهپيمايي نمازگزاران جمعه تهران عليه بد حجابي
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اردیبهشت 1389ساعت 17:14  توسط مهدی  | 

گردانندگان سايت "جرس " كه حامي اصلي آقاي موسوي و اغتشاشگران در حوادث بعد از انتخابات سال گذشته بودند، ماه گذشته با وساطت مهاجراني موفق شدند حمايت سرويس امنيتي انگليس را جلب كرده و براي ادامه فعاليت هاي ضدايراني خود، مبلغ 250 هزار دلار از انگليسي ها هديه بگيرند اما به نظر مي رسد ولخرجي هاي گردانندگان اين سايت خرج روي دست آنها گذاشته و دست گدايي به سوي مردم ايران دراز كرده اند.
به نوشته روزنامه رسالت، شوراي سياستگذاري سايت جرس ديروز در مطلبي همراه با التماس با عجز و لابه از مردم ايران خواست تنها هزينه يك وعده غذاي خود در هفته را براي تغذيه جنبش سبز (بخوانيد دعوت به اغتشاش و آشوب) اختصاص دهند و گرنه اين سايت مي ميرد.
گفتني است اكبر گنجي كه به خاطر خوشخدمتي به آمريكايي ها و انكار وجود حضرت بقيه الله وساير مباني ديني مبلغ 500 هزار دلار از آمريكايي‌ها جايزه دريافت كرد در پاسخ به درخواست كمك مالي گردانندگان سايت جرس حاضر نشد حتي يك دلار به اين عناصر ورشكسته كمك كند.

منبع : http://ssabz.ir

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اردیبهشت 1389ساعت 16:28  توسط مهدی  | 

آخرین روز سال امام

علی (علیه السلام) بود.

 

به دوستان گفتم: امروز آقا

ما عیدی خواهد داد.

 

در زیارت عاشورای آن روز هم متوسل شدیم به حضرت علی(علیه السلام).

 

همه بچه ها با اشک و گریه آقا قسم دادند که این شهیدان به عشق او به شهادت رسیده اند.

 

از امیرالمومنین (علیه السلام) خواستیم تا شهیدی بیابیم.

رفتیم پای کار.

همه از نشاط خاصی برخوردار بودیم.

مشغول کندوکاو شدیم. آن روز اولین شهیدی را که یافتیم با مشخصات و هویت کامل پیدا شد.

اسم او عشقعلی بود.

 
  http://epelak.net/

  
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت 14:43  توسط مهدی  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت 13:56  توسط مهدی  | 


شبکه ایران نوشت: علی مطهری در پاسخ به سوالی در مورد اظهارات فائزه هاشمی گفت: سخنان ایشان تازگی ندارد، در حدود سال 79 که ایشان روزنامه زن را منتشر می کرد نیز اینگونه مطالب فمینیستی و ضد نظام خانوادگی اسلام زیاد منتشر می کرد. حکم تعدد زوجات که البته باید در جای خود و با شرط توانایی جسمی، روحی و مالی مرد انجام شود یکی از افتخارات اسلام است و از حقوق زن است نه از حقوق مرد. معمولا در اجتماعات بشری تعداد زنان آماده ازدواج از تعداد مردان آماده ازدواج بیشتر است.

اگر حکم تعدد زوجات را نپذیریم به این معنی است که همواره تعدادی از زنان فاقد شوهر باشند. البته اگر در جامعه ای تعداد زنان آماده ازدواج از مردان آماده ازدواج بیشتر نبود طبعا موضوع این حکم منتفی است. نفی این حکم در جوامعی که نیاز به آن دارند ظلم به برخی زنان است و به معنی تجویز فساد و فحشا است.

غربیها که این حکم را نپذیرفته اند یا دربخشی از جامعه ما که متاسفانه در اثر تبلیغات رژیم شاه و برخی غرب زده ها این حکم، قبیح تلقی میشود چه چیزی غیر از فساد و فحشا را جایگزین آن کرده اند؟ البته این حکم معمولا در مواردی با توفیق روبروست که مرد،همسر اول و همسر دوم درک درستی از فلسفه این حکم دارند و از سطح بالایی از معارف اسلامی برخوردارند و این حکم را راه حلی برای یک معضل اجتماعی می دانند که دنیا در حل آن وامانده است نه وسیله ای برای هوسرانی مرد. اگر مردی دنبال هوسرانی باشد تن به تعدد زوجات نمی دهد بلکه در سایه سبک زندگی غربی که زمینه کامجویی از زنان مختلف را فراهم کرده است معشوقه هایی برای خود فراهم می کند و زیر بار تعهدات ازدواج دوم نمی رود.

مساله مهریه هم احترامی است که اسلام برای زن قائل شده و با طبیعت و نیاز روحی زن و مرد سازگار است. خوب است ایشان به کتاب نظام حقوق زن در اسلام اثر استاد شهید مطهری مراجعه نمایند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 0:23  توسط مهدی  |